و گويد : « از آنچه يادآور شديم روشن مىشود كه اصل چهارم ، هم اجتهاد ، هم رأى و هم عقل ناميده مىشود . » « 1 »
در اينجا به همين مقدار از بيان بسنده مىكنيم تا پس از عرضه دلايل پيروان مكتب خلفا بر صحت عمل به اجتهاد ، دوباره بدان بازگرديم .
مهمترين دلايل پيروان مكتب خلفا بر صحّت اجتهاد
الف - حديث معاذ :
در سنن دارمى و ديگر كتب گويند : « پيامبر ( ص ) هنگامى كه « معاذ » را روانه يمن كرد به او فرمود : « چگونه قضاوت مىكنى ؟ » گفت : « به كتاب خدا قضاوت مىكنم » فرمود : « اگر در كتاب خدا نبود ؟ » گفت : « به سنّت رسول الله ( ص ) » فرمود : « اگر در سنّت رسول الله نبود ؟ » گفت : « اجتهاد مىكنم [ / مىكوشم ] و رأى خود را مىجويم و كوتاهى نمىكنم » معاذ گويد : « رسول خدا ( ص ) بر سينهام كوبيد و فرمود : « سپاس خداى را كه رسولِ رسول الله توفيق داد . » « 2 »
ب - حديث عمرو بن عاص :
در صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، مسند احمد و ديگر كتب گويند : « رسول خدا ( ص ) فرمود : « هرگاه حاكم كند و [ در حكم خود ] اجتهاد نمايد [ / بكوشد ] و به حق برسد ، دو پاداش دارد و چون حكم كند و اجتهاد نمايد و اشتباه كند يك پاداش دارد » . « 3 »
ج - نامهى عمر به ابوموسى اشعرى :
در اين نامه آمده است : « فهم را ! فهم را دربارهى آنچه در دلت خطور مىكند و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 53 .
( 2 ) . سنن دارمى ، مقدمه ، ج 1 ص 60 ، و مسند احمد ، ج 5 ص 230 و 276 .
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 4 ص 178 . صحيح مسلم ، ص 1242 . حديث 15 . صحيح ابنماجه ، كتاب الاحكام ، حديث 2314 ، و مسند احمد ، ج 2 ص 187 و ج 4 ص 198 و 204 و 205 . .