تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
تأثيرپذيرى فراوان از محيط زندگى مجتهد ، قرار گرفت ، و هر چه مجتهدان و عصر تنزيل دور مىشدند ، نزاع علمى در مادّه احكام شدت مىگرفت . اين معضل ، مردان اجتنهاد را بر آن داشت كه براى اجتنهاد خويش به وضع قواعد خاص بپردازند و آن را « علم اصول فقه » بنامند . اجتنهاد در اين مرحله با وضع اين قواعد و قوانين ، از اجتهاد در مرحله اول متمايز و اصول آن مشخص گرديد . در حالى كه پيش از آن تنها ذوق سليمِ دريافت اسرار شريعت ميزان و معيار بود و بس . » « 1 » و در باب : « مدارك حكمِ پذيرفته شده در قرآن » گويد : « اولين مدركِ حكم و حقوق پذيرفته شده در قرآن ، آيات آن است . و دومين مدرك : « سنّت » است كه فرموده : ( ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ . . . ) : « هر چه پيامبر براى شما آورد آن را بگيريد . . . » و سومين آن اينكه : قرآن مدارك حكم و حقوقِ پذيرفته شده در سنّت مانند اجماع و اجتنهاد را معتبر مىداند . » « 2 » و بدين‌گونه براى تشريع و قانون‌گذارى چهار مدرك يا چهار اصل قرار داده است : 1 - كتاب . 2 - سنّت . 3 - اجماع . 4 - اجتهاد .
هامش
( 1 ) . المدخل الى علم اصول الفقه ، چاپ‌دار العلم بيروت ، 1385 ه - - 1965 م ، ص 14 - 17 ، كه ما فشرده آن را آورديم . اين كتاب تأليف محمد معروف الدواليبى است : استاد علم اصول فقه و قانون رومانى در دانشكده حقوق ، داراى دكتراى حقوق از دانشگاه پاريس ، گواهينامه عالى در حقوق رومانى ، و دانش‌نامه علوم اسلامى از دانشكده شرعى حلب . ( 2 ) . همان ، ص 30 . .