تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
ازدواج دائم نمايد ، آيا غريزه جنسىاش را انكار كرده ، يا در نهان به جامعه خيانت مىكند ، يا جامعه - بدان‌گونه كه در جوامع معاصر رايج است - زناى آشكارش را به رسميت مىشناسد ؟ امّا آنچه كه خليفه يادآور شده كه : « با مقدار چيزى ازدواج كند و پس از سه روز با طلاق جدا گردد » اگر اين ازدواج سه روزه با توافق و نيّت قبلى زوجين باشد كه عينا همان ازدواج موقت است ، و اگر زوج در درون خود نيّت جدائى داشته باشد كه اين مكر و فريب و خيانت به زوجه است و اسلام آن را امضا و تأييد نمىكند . » . اين گفتگوى خليفه و ديگر سخنان او درباره‌ى « متعه » و نيز احاديث صحابه از رسول خدا ( ص ) و اخبار آن‌ها به اينكه در زمان پيامبر و ابىبكر و عمر متعه كرده‌اند ، همه اين‌ها اثبات مىكند كه آنچه از رسول خدا ( ص ) درباره‌ى تحريم متعه روايت شده ، همگى ساخته شده‌ى بعد از عصر عمر است ، و گرنه خود او بدان‌ها استشهاد مىكرد و صحابه نمىگفتند تحريم در اواخر خلافت او صادر شده است . و نيز ، بدين خاطر بود كه على و ابن‌عباس گفتند : « اگر نهى عمر نبود ، هيچكس زنا نمىكرد مگر شقىّ و بدبخت ! » . چنان كه پس از رسول خدا ( ص ) صحابه‌اى چون على و ابن‌مسعود و ابن‌عباس و اسماء و ابوسعيد خدرى و جابر ، و سلمه و معبد دو پسر اميّه ، و معاوية بن ابىسفيان و عمران بن حصين بر حليّت آن باقى مىماندند . و از تابعين هم ، طاووس و عطا و سعيد بن جبير و ساير فقهاى مكه و اهل يمن همگى آن را حلال مىدانستند . اما كسانى كه در تحريم متعه پيرو عمر شدند ، برخى از آن‌ها به روايات ساختگىِ نسبت داده شده به رسول خدا ( ص ) اعتماد كردند و گروه ديگرى گفتند : « خليفه در اين باره ، اجتهاد كرده است » و اجتنهاد خليفه را دين خود گرفتند !