« نواوى » در تقريب « 1 » خود گويد : « جاعلان و حديثسازان چند گروهند كه خطرناكترين و زيانبارترين آنها كسانىاند كه منسوب به زهد و ترك دنيا هستند و احاديث را براى خيرخواهى و ثواب مىسازند و مردم ساختههاى آنها را به خاطر اعتماد براىشان مىپذيرند » .
و در شرح آن گويد : « از نمونههاى آنچه براى خيرخواهى و ثواب ساخته شده ، روايتى است كه حاكم با سند خود تا ابوعمار مروزى روايت كند كه ، به ابوعصمت ، نوح بن ابى مريم گفته شد : تو چگونه از قول عكرمه از ابنعباس اين همه روايت را در فضيلت تكتك سورههاى قرآن به دست آوردهاى ، در حالى كه هيچ يك از آنها نزد اصحاب عكرمه نيست ؟ ! او گفت : من ديدم مردم از قرآن روىگردان شده و به فقه ابى حنيفه و مغازى ابناسحاق روى آوردهاند ، بدين خاطر ، اين احاديث را براى ثواب و خيرخواهى جعل كردم . . . ! ! » . « 2 »
و احاديث ساخته شده در تأييد موضع « عمر » در نهى از « متعه حج و متعه نساء » از قبيل است . به ويژه آنچه درباره « نهى رسول خدا ( ص ) » از متعه [ / ازدواج موقت ] روايت شده كه به نظر ما ، بعد از دوران ابنزبير و پيش از عصر تدوين حديث ، ساخته شده است ، يعنى در اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجرى براى توجيه كار عمر جعل گرديده است .
خلاصه ، يكى از آنان حديثى ساخت و گفت : رسول خدا ( ص ) در غزوه خيبر از « متعه نساء » [ / ازدواج موقت ] نهى فرمود .
و ديگرى گفت : رسول خدا ( ص ) آن را حلال و در عمرهى قضيه حرام فرمود .
و سومى گويد : اين حكم در « فتح مكه » بوده است .
و چهارمى مىگويد : در سال فتح « اوطاس » بوده است .
هامش
( 1 ) . تقريب النواوى ، حافظ محىالدين نواوى .
( 2 ) . تدريب الراوى ، در شرح نواوى ، سيوطى جلد 1 ص 282 . .