بعد گفت : اى اميرمؤمنان ! همسر موقت ملك يمين [ / كنيز ] است ؟ مأمون گفت : خير ، يحيى گفت : همسر موقت همان همسرى است كه ارث مىبرد و ارث مىگذارد و اولادش ملحق مىگردد « 1 » و شرايط آن را دارد ؟ مأمون گفت : خير ، يحيى گفت : پس هر كه از اين دو [ / ازدواج دائم و كنيزِ در اختيار ] فراتر رود از تجاوزكاران است .
اى اميرمؤمنان ! اين « زهرى » است كه از عبدالله و حسن فرزندان محمد بن حنفيه ، از پدرشان از على بن ابىطالب ( رض ) روايت مىكند كه گويد : « رسول خدا ( ص ) به من دستور داد تا با صداى بلند « نهى از متعه و تحريم آن » را اعلام دارم . و اين بعد از آنى بود كه آن حضرت به انجامش فرمان داده بود » .
مأمون رو به سوى ما كرد و گفت : اين حديث از « زهرى » مسلّم و محفوظ است ؟ گفتم : آرى اى اميرمؤمنان ! عدهاى از جمله « مالك » ( رض ) آن را روايت كردهاند . مأمون گفت : استغفرالله [ / از خدا آمرزش مىخواهم ] ، ندا در دهيد كه « متعه » [ / ازدواج موقت ] حرام است . و چنين كردند » .
ابواسحاق ، اسماعيل بن حمّاد بن زيد ، فقيه مالكى مذهب ، روزى از « يحيى بن اكثم » سخن راند و مقامش را بسيار بزرگ شمرد و گفت :
او را در اسلام دورانى است كه براى هيچ كس مانند آن نبوده ، و اين روز را يادآور شد » . « 2 »
* * * آرى ، دانشمندان مكتب خلفا در هنگام بحث و مناظره به اين احاديث
هامش
( 1 ) . قبلًا گذشت كه در مكتب اهل بيت ( ع ) اولاد متعه [ / ازدواج موقت ] با اولاد « ازدواج دائم » از همه جهات يكسانند .
( 2 ) . و قيات الاعيان ، جلد 5 ص 199 و 200 ، نشر « مكتبة النهفتة المصرية » چاپ ، مكتبة السعادة ، سال 1949 ميلادى . .