فرموده ، و از خوردن گوشت خران اهلى نيز ، اين مبتكر خلّاق فراموش كرده كه امام على ( ع ) همان كسى است كه مىفرمود : « اگر عمر از ازدواج موقت منع نكرده بود هيچ كس زنان نمىكرد مگر نگونبخت شقى » « 1 »
و شگفتآورتر آنكه ، اينان در اينجا از قول نوادههاى امام على ( ع ) روايت تحريم « ازدواج موقت » را به آن حضرت نسبت دادهاند ، و با همين تركيب سندى ، روايت ديگرى ساخته و گفتهاند : « امام على ( ع ) دستور فرمود تا « حج » را از « عمره » جدا سازند ! و بعيد نيست كه خالق و مبتكر هر دو روايت يكى باشد » .
2 - همچنين است حال آنچه كه از ابوذر روايت كردهاند :
اينان - چنان كه گذشت - از ابوذر روايت كردند كه گفته است : « متعه حج » ويژه اصحاب محمد ( ص ) بود . و اين رخصتى بود از آنِ ما ! » و دربارهى « متعه نساء » [ / ازدواج موقت ] نيز ، روايت كردهاند كه گفته است : « ازدواج موقت » تنها براى ما اصحاب رسول الله ( ص ) ، به مدت سه روز ، حلال شد و سپس رسول خدا ( ص ) از آن نهى فرمود » . و اينكه گفته است : « ازدواج موقت » به خاطر بودن ما در خوف و جنگ بود » .
و شگفت آنكه در هر روايت ابوذر ، در اينجا و آنجا ، در هر دو طريق ، « ابراهيم تيمى » و « عبدالرحمن بن اسود » قرار دارند ، و حالِ اين دو روايت حال همان دو روايتى است كه به امام على ( ع ) نسبت دادند .
3 و 4 - اما روايت « سبرهى جهنى » ، صحيح آن همان است كه در اول بحث از صحيح مسلم و مسند احمد و سنن بيهقى آورديم كه : « رسول خدا ( ص ) به آنان اجازه فرمود « ازدواج موقت » كنند ، و اينكه او با زنى از بنىعامر « عقيد موقت » بست و رداى خود را « مهريه » داد و سه روز با وى بود ، سپس رسول خدا فرمود : « هر كس چيزى از اين زنان « متعه شده » نزد خود دارد آنان را آزاد نمايد » يعنى :
هامش
( 1 ) . مصادر آن را در گذشته آورديم . .