در سنن ابىداود از مردى انصارى روايت كند كه گفت : با رسول خدا ( ص ) به سفرى رفتيم و مردم شديداً به زحمت افتادند و نيازمند شدند ، گوسفندانى را يافتند و آنها را غارت كردند . ديگهاى غذاى ما مىجوشيد كه رسول خدا ( ص ) كمان به دست سر رسيد و با كمان خود ديگها را واژگون كرد . سپس گوشتها را با خاك درآميخت و فرمود : « غارت كردن حلالتر از مردار نيست » « 1 »
ديگران هم كه - چنان كه گذشت - گفتند : « نهى از خوردن گوشت الاغهاى اهلى بدان سبب بود كه آنها نجاست خوار بودند » .
و به هر حال ، نهى از خوردن گوشت خران اهلى ، ويژه خران اهلى موجود در « غزوه خيبر » بود .
همچنين است موضوع تحريم « نكاح متعه » [ / ازدواج موقت ] ، زيرا « عرباض بن ساريه » روايت كرد كه آن يهودى سركش بدخو به رسول خدا ( ص ) شكايت كرد و گفت : « آيا بر شما رواست كه خران ما را بكشيد و ميوههايمان را بخوريد و زنانمان را بزنيد ؟ » و رسول خدا ( ص ) همه را گرد آورد و به آنان گفت : « براى شما روا نيست داخل خانههاى اهل كتاب شويد مگر با اجازه آنها ، و حق نداريد زنانشان را بزنيد و ميوههايشان را بخوريد . اين حكم تا زمانى كه آنها ماليات و حقوقى را كه بر عهده دارند مىپردازند ، برقرار است » .
بنابراين ، نهى رسول خدا در اين باره هم ، تنها نهى از زدن زنان اهل كتابى بوده كه « جزيه و ماليات » مىدادند و نهى از نكاح متعه [ / ازدواج موقت ] نبوده است .
داستان « غزوه خيبر » چنين بود كه گذشت . جز آنكه يكى از موافقان تحريم متعه ، روايتى را خلق و آن را از قول نوادههاى امام على ( ع ) به آن حضرت نسبت داده كه به ابن عباس موافق متعه فرموده : « تو مرد خودخواهى هستى » و به او خبر داده كه رسول خدا ( ص ) در « غزوه خيبر » از « متعه نساء » [ / ازدواج موقت ] نهى
هامش
( 1 ) سنن ابىداود ، جلد 3 ص 66 . باب : فى النهى عن النهبى . .