تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
است : در خيبر فرود آمديم و اصحاب رسول خدا ( ص ) با او بودند . صاحب خيبر كه مردى سركش و بدخو بود ، رو به سوى رسول خدا ( ص ) كرد و گفت : اى محمّد ! آيا براى شما رواست كه الاغ‌هاى ما را ذبح كنيد ، ميوه‌هايمان را بخوريد و زنان‌مان را بزنيد ؟ رسول خدا ( ص ) خشمگين شد و فرمود : « اى پسر عوف ! اسبت را سورا شو و جار بزن و بگو كه : آگاه باشيد ! اين كشتزار براى هيچ مؤمنى حلال نيست ، و اينكه ، همه براى نماز گرد هم آيند » گويد : همه جمع شدند . رسول خدا ( ص ) با آنان نماز گزارد و سپس برخاست و فرمود : « آيا برخى از شما به تكيه‌گاه خويش تكيه زده و مىپندارند خداوند چيزى را - جز آنچه در اين قران است - حرام نكرده است ؟ آگاه باشيد كه من موعظه نمودم و به چيزهائى امر و نهى كردم كه به اندازه‌ى قرآن يا بيش از آن است . خداوند به شما اجازه نداده تا وارد خانه‌هاى اهل كتاب شويد مگر با اجازه آن‌ها ، و حق نداريد زنان‌شان را بزنيد و ميوه‌هايشان را بخوريد ، و اين حكم تا زمانى كه ماليات و حقوق واجب‌شان را به شما مىپردازند ، برقرار است » . « 1 » بنابر آنچه « ابن ابى اوفى » روايت كرده ، اصحاب رسول خدا ( ص ) سبب نهى آن حضرت از خوردن گوشت الاغ‌هاى اهلى در آن روزها را ، بيان داشته‌اند . برخى از آنان گفته‌اند : علت نهى آن بوده كه « خمس » آن‌ها را نپرداخته بودند . اين موضوع را رواياتى كه درباره « غلول و خيانت » رسيده تأييد مىكند . و شايد نهى رسول خدا ( ص ) نهى از « غارت » اموال ديگران بوده است . چنان كه در حديث زير است :
هامش
( 1 ) . سنن ابىداود ، جلد 2 ص 64 . .