كردهاند .
ابن قيم در بخش : « زمان تحريم ازدواج موقت » در كتاب « زاد المعاد » خود گويد : « در فتح خيبر هيچ يك از صحابه با زنان يهودى « ازدواج موقت » نكردند ، و در اين باره از رسول خدا اجازه نخواستند ، و هرگز هيچ كس آن را درباره غزوه خيبر روايت نكرده است ، و در آن غزوه به هيچ روى يادى از متعه و انجام و تحريم آن نبوده است » . « 1 »
و گويد : « در خيبر زن مسلمان نبود ، و زنان موجود در آن يهودى بودند ، و جواز ازدواج با زنان اهل كتاب تا آن روز ثابت نيست ، تنها پس از فتح خيبر بود كه خداوند ازدواج با آنها را حلال كرد و در سوره مائده ( آيه 5 ) فرمود : ( الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ . . . وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ . . . ) : « امروز براى شما حلال شد . . . و زنان پاكدامن اهل كتاب پيش از شما . . . »
و اين « حلّيت » در سالهاى پايانى و پس از « حجة الوداع » يا در آن سال بود . پس ، جواز ازدواج با زنان اهل كتاب در زمان فتح خيبر ثابت نيست . . . » . « 2 »
« ابن حجر » در شرح حديث مذكور ، درباره « غزوه خيبر » گويد : « زمان فتح خيبر جاى « ازدواج موقت » نبوده است . زيرا ، در غزوه خيبر هيچگونه متعه و ازدواج موقتى صورت نگرفته است » . « 3 »
وى در شرح همين حديث در باب : « منع رسول خدا ( ص ) از ازدواج موقت در سالهاى آخرين » از « سهيلى » نقل كند كه گويد : « اشكال اين حديث آن است كه مىگويد : منع از « ازدواج موقت » در زمان فتح خيبر بوده ، و اين چيزى است كه
هامش
( 1 ) زاد المعاد ، جلد 2 ص 158 ، فصل : فى بحث زمن تحريم المتعة .
( 2 ) . زاد المعاد ، جلد 2 ص 204 ، فصل : فى اباحة متعة النساء ثم تحريمها .
( 3 ) فتح البارى ، جلد 9 ص 22 . .