تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
كرد ؟ گفت : من اين كار را با رسول خدا ( ص ) هم كه بودم انجام دادم و آن حضرت تا زنده بودند ما را از آن نهى نكردند . سپس در دوران ابىبكر نيز ادامه داشت و او نيز تا زنده بود ما را از آن منع نكرد . سپس در زمان شما نيز نهى آن براى ما بيان نشده است . عمر گفت : آگاه باشيد ! قسم به آن‌كه جانم به دست اوست ، اگر پيش از اين از آن نهى كرده بودم ، تو را سنگسار مىكردم . از هم جدا شويد تا « نكاح » و ازدواج از « سفاح » و زنا شناخته شود » . « 1 » در مصنف عبدالرزاق از « عروه » روايت كند كه : « ربيعة بن اميّه بن خلف با يكى از زنان غير عرب مدينه ازدواج [ موقت ] كرد و دو تن از زنان را كه يكى « خوله بنت حكيم » بود بر آن گواه گرفت - خوله زنى صالحه بود - چيزى نگذشت كه آن غير عرب آبستن شد . خوله داستان را به عمر بن خطاب گزارش كرد . عمر برخاست و در حالى كه از شدت خشم گوشه ردايش را مىكشيد بر منبر شد و گفت : « به من خبر رسيده كه « ربيعة بن اميّه » با زنى غير عرب از زنان مدينه ازدواج كرده و دو زن را بر آن گواه گرفته است ، من اگر پيش از اين از آن نهى كرده بودم ، اكنون سنگسار مىكردم » . « 2 » مالك در « موطّأ » و بيهقى در « سنن » روايت كنند كه : « خوله بنت حكيم بر عمر بن خطاب وارد شد و گفت : « ربيعة بن اميّه » با زنى « ازدواج موقت » كرده و وى باردار شده است . عمر در حالى كه رداى خود را مىكشيد ، بيرون آمد و گفت : « اين متعه [ / ازدواج موقت ] را اگر پيش از اين نهى كرده بودم اكنون سنگسار مىكردم » . « 3 »
هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، جلد 8 ص 294 ، جاپ دائرة المعارف حيدرآباد دكن 1312 ه - . ( 2 ) . مصنف عبدالرزاق ، جلد 7 ص 503 . سمند شافعى ، ص 132 . اصابه ، شرح حال ربيعة بن اميّه ، جلد 1 ص 514 . ( 3 ) . موطّأ مالك ، ص 542 حديث 42 ، باب نكاح المتعة . سنن بيهقى جلد 7 ص 206 كه در عبارت آن گويد : او را سنگسار مىكردم . كتاب الامّ ، شافعى ، جلد 7 ص 219 . تفسير سيوطى ، جلد 2 ص 141 . .
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 365 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى