تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
برخى روايات گذشته استشمام مىشد - سپس نهى نهائى و قاطع خود را بيان داشته و گفت است : « اگر پيش از اين ممنوع كرده بودم ، اكنون سنگسار مىكردم » . و پس از اين وقايع ، نكاح متعه [ / ازدواج موقت ] در جامعه اسلامى ممنوع و حرام شد ، و خليفه عمر نيز ، تا پايان دوران خود بر آن اصرار ورزيد و نصيحت و خيرخواهى ناصحان در وى اثر نبخشيد . طبرى در « سيره‌ى عمر » از عمران بن سواده روايت كند كه وى از خليفه اجازه خواست و بر او وارد شد و گفت : به قصد نصيحت آمده‌ام ! عمر گفت : درود صبح و شام بر توى ناصح ! او گفت : امّتت در چهار چيز بر تو ايراد مىگيرند . گويد : عمر سر تازيانه‌اش را بر زير چانه و دنباله‌اش را بر روى ران خود نهاد و سپس گفت : بياور ! عمران گفت : مىگويند : تو عمره را در ماه‌هاى حج حرام كرده‌اى ، در حالى كه رسول خدا ( ص ) اين كار را نكرده ، و ابوبكر ( رض ) نيز ، و آن حلال است . عمر گفت : آن حلال است . ولى اگر آنان در ماه‌هاى حج عمره بگزراند ، چنين پندارند كه از حج‌ّشان كفايت كند و تخم بىجوجه گردد - يعنى مكه از عمره‌گزاران در بقيه سال خالى بماند - و حج آن‌ها خلوت گردد ، در حالى كه حج نورى از انوار الهى است . پس كار من صواب بوده است . عمران گفت : مىگويند : تو « متعه نساء » [ / ازدواج موقت ] را حرام كرده‌اى ، در حالى كه آن اجازه و رخصتى خدائى بود . با مهريه مناسبى متعه مىكرديم و پس از سه روز جدا مىشديم . عمر گفت : رسول خدا ( ص ) آن را در زمان ضرورت حلال فرمود . پس از آن ، مردم در رفاه شدند و اكنون كسى از مسلمانان را نمىشناسم كه به آن عمل كرده يا به سوى آن بازگردد . الآن نيز هر كه خواهد با مهريه مناسب ازدواج كند و پس