نهى ابوبكر و عمر استشهاد كردند ، و چون به ابن عباس گفتند : « تا كى مردم را گمراه مىكنى و به انجام عمره در ماههاى حج فرمان مىدهى ، در حالى كه ابوبكر و عمر از انجام آن نهى كردهاند ؟ » ابن عباس گفت : « مىبينم كه به زودى هلاك مىشوند ! من مىگويم : پيامبر فرمود ، و آنها مىگويند : ابوبكر و عمر نهى كردند ! » و بين اين دو طرف خصومت و دشمنى و دشنامگويى شديدى در گرفت ، و عروه حديثى ساخت و بر رسول خدا و صحابه او دورغ بست و گفت : « آنها هميشه در حجه الوداع و غير آن ، حجّ تنها گزارند ، و به قول مادر و خالهاش استشهاد كرد ، در حالى كه آن دو مىگفتند : « ما در حجه الوداع عمره گزارديم » !
پيروان مكتب خلفا پس از دوران معاويه نيز ، احاديثى را جعل كرده و به رسول خدا ( ص ) و على بن ابىطالب ( ع ) نسبت دادند كه آن دو حجّ تنها گزاردند و بر انجام آن فرمان دادند . و نيز ، به ابوذر نسبت دادند كه او گفته است : « عمره تمتع تنها خاص ما صحابه رسول خدا ( ص ) بود » و احاديث ساختگى ديگرى كه با اتقان و استحكامى شگفت در صنعت جعل و افترا پديد آوردند و مثلًا - از قول ابىذر در « ربذه » ، و از قول امام على در نصيحت به فرزندش محمد حنفيه ، و از قول يكى از صحابه پيامبر ( ص ) به عمر خبر دادند كه پيامبر در بيمارى منجر به مرگ خود از انجام آن [ / عمره تمتع ] نهى كرده است !
ولى با همه اين تلاشها طرفى نيستند و دلهاى مردم با « عمرهى تمتع » پيوند خورد ، چنان كه آن را به گوش ابن عباس رسانيدند ، و البته كه علت آن عدم پيروى آنها از سنت عمر نبود ، بلكه سبب آن عدم تمكن آنها از اطاعت او در اين مورد خاص بود . چون براى مسلمانان دور از مكه امكان نداشت تا در يك سال دو نوبت بارسفر ببندند : يك بار در غير ماههاى حج براى عمره و يك بار در ماههاى حج براى حج ! چنان كه آن شخص خراسانى در مكه از « حسن بصرى »
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٥٠