كرد و فرمود : « هر كه عمرهى تمتع به جاى آورد به كتاب خدا و سنت پيامبرش عمل كرده است » و شايد پس از اين اعتراض بود كه عمر در تنگنا قرار گرفت و در رويارويى با آنها چهرهى واقعى خود را نشان داد و گفت :
( مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّه أَنَا أَنْهَى عَنْهُمَا وَ أُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا . . . )
« دو متعه در زمان رسول خدا انجام مىشد و من اكنون از آنها نهى كرده و بر انجامش عقوبت مىكنم . . . »
و مىگفت : « به خدا سوگند من شما را از « متعه نهى مىكنم و آن در كتاب خداست و خود با رسول خدا انجامش دادم »
شايد خليفه اين سخنان را با صراحت بيان داشته تا ساير صحابه را از پيروى امام على ( ع ) و روايت از رسول خدا ( ص ) بازدارد تا به تضعيف جايگاهش نيانجامد و به گمان ما او در سخن ديگرش راز اين نهى را آشكار كرده و گويد : « خوش نداشتم در سايه درختان اراك با زنان درآميزند و سپس با قطرات آب غسل به حج بروند » و گويد : « همانا اهل اين خانه يعنى اهل مكه - را نه پستانى است و نه بستانى ، و بهار آنها تنها به دست كسانى است كه بر آنها وارد مىشوند » !
بنابراين ، خليفه قريشى در زمان خود همان سخنانى را تكرار مىكند كه در رويارويى با رسول خدا ( ص ) در حجه الوداع بيان مىداشتند و از « عمره تمتع » سرباز مىزدند !
و سخن حق در اين واقعه آن است كه بگوييم : خليفه در نهى از عمره تمتع اجتهاد كرده ، و خير خويشاوندان قريشى ساكم مكه را در نظر گرفته و قضد نماميت حج و عمره را داشته كه فرمان جدايى حج و عمره را صادر كرده و انجام عمره را در غير ماههاى حج قرار داده ، اگر چه در اين اجتهاد با كتاب خدا و سنت پيامبرش مخالفت كرده است . و بعد ، مسلمانان معاصرش سنت او را پيروى
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٤٧