تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كردند و حج را تنها به جاى آوردند و خليفه قريشى عثمان نيز راه او را ادامه داد و در زمان خود گفت : « تماميت حج و عمره در آن است كه در ماه‌هاى حج با هم نباشند ، و اگر اين عمره را به تأخير اندازيد تا دو بار به زيارت بيت الله برويد ، افضل خواهد بود » كه امام على ( ع ) با او مخالفت كرد و فرمود : « آهنگ براندازى سنت رسول خدا كرده و از آن نهى مىكنى ؟ سنتى كه براى صاحبان حاجت و مردم دور از خانه است ؟ ! » و سپس تلبيه يك حج و يك عمره را سر داد ، كه عثمان در اين مرحله نهى خود را انكار كرد و گفت : « اين تنها يك نظر بود كه بدان اشارت كردم » . و در مرحله‌اى ديگر امام ( ع ) به او گفت : « او از [ عمره‌ى ] تمتع نهى مىكنى ؟ » گفت : « آرى » فرمود : « آيا نشنيدى كه رسول خدا ( ص ) [ عمره‌ى ] تمتع به جاى آورد ؟ » گفت : « چرا » و على و همراهانش لبيك عمره سردادند . و در ديگرى به او فرمود : « از اينكه آهنگ براندازى فعل رسول خدا كرده و از آن نهى مىكنى ، چه مىخواهى ؟ » كه عثمان گفت : « ما را رها كن » فرمود : « نمىتوانم رهايت كنم » و على پس از آن لبيك حج و عمره سر داد . و در ديگرى ، هنگامى كه امام مشاهده كرد كه عثمان از متعه و جمع ميان حج و عمره نهى مىكند ، لبيك هر دو را سر داد : لبيك عمره و حج با هم را ، عثمان گفت : « تو در حالى كه من از آن دو نهى مىكنم انجامشان مىدهى ؟ » كه على گفت : « من آنى هستم كه سنت رسول خدا را براى قول احدى از مردم رها سازم » . خليفه كه چنين ديد بر ديگران كه در مقام و منزلت امام على ( ع ) نبودند سخت گرفت و فرمان داد كه هر كس در ماه‌هاى حج لبيك عمره گفت بايد تازيانه بخورد و سرش تراشيده شود ! و در زمان معاويه ، سعد وقاص به معاويه گفت : « عمره تمتع نيك و جميل است » و معاويه گفت : « عمر از آن نهى كرده است » !