حلال انجام دهيد » و چون روز ترويه فرا رسيد نيت حج كردند .
بدين گونه با سختى و دشوارى خدا و رسولش را اطاعت كردند و در ماههاى حج عمره گزاردند مگر « امّ المؤمنين عايشه » كه چون در عادت ماهانه بود از آن محروم شد و پيامبر ( ص ) فرمانش داد تا حج گزارد و چون پاك شد و حج را به اتمام رسانيد ، به برادرش عبدالرحمن فرمود كه او را براى انجام عمره از « تنعيم » همراهى كند تا با حجّ تنها بازنگردد . و بعد ، رسول خدا ( ص ) وفات كرد و ابوبكر حج را از عمره جدا ساخت و چون عمر به خلافت رسيد راه او را ادامه داد و چون روز عرفه مردى را با موهاى شانه زده و مرتب ديد و علتش را پرسيد و او گفت : « عمره تمتع به جاى آورده و تنها امروز مُحرم شده » عمر گفت : « در اين حال تمتع مجوييد ! و [ گفت : ] من اگر اجازه انجام متعه را به آنها بدهم در زير اين درختان اراك با زنان درآميزند و سپس با آنها به حج روند ! » .
و گفت : « حج و عمرهى خود را از هم جدا كنيد ، حج را در ماههاى حج و عمره را در غير ماههاى حج به جاى آوريد كه حج و عمره شما كاملتر گردد . و هنگامى كه « ابو موسى اشعرى » از او پرسيد : « اين نوآورى تازه درم مناسك را از كجا آوردهاى ؟ » گفت : « اگر كتاب خدا را بگيريم ، خداوند فرموده : ( وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّه ) : « حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانيد » و اگر سنت پيامبرمان ( ع ) را بگيريم ، آن حضرت تا قربانى نكرد از احرام برون نشد . »
عمر در اين احاديث و امثال آنها يادآور شده كه تماميت حج و عمره در جدايى ميان آن دو است ، و عمره را در غير ماههاى حج قرار داده و گفته است : « پيامبر تا قربانى نكرد از احرام برون نشد » و ابو موسى و غير او جرأت نداشتند تا به عمر بگويند : « پيامبر ( ص ) بارها تصريح فرمود كه چون قربانى به همراه آورده از احرام برون نشده و تا قربانى نكند نمىتواند از احرام برون آيد » در حالى كه « عمره تمتع » در كتاب خدا آمده است ، چنان كه امام على ( ع ) نيز به او اعتراض
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٤٦