شده بودند « 1 » و جمعيتى فراهم آمده بود كه جز خالق و رازق آنها كسى تعدادشان را نمىدانست ، « 2 » و در بين راه نيز خلايق بىشمارى با آنها همراه شدند ، به گونهاى كه فراورى و پشت سر و چپ و راست آن حضرت ، تا چشم كار مىكرد انباشته از مردم بود . « 3 »
جابر گويد : « رسول خدا ( ص ) در بين ما بود و قرآن بر او نازل مىشد و او تأويل و معناى آن را مىدانست و لذا هر چه او انجام مىداد انجام مىداديم » « 4 »
رسول خدا ( ص ) هنگامى كه به « وادى العقيق » رسيد به « عمر بن خطاب » فرمود : « رسولى از پروردگارم نزد من آمد و در روايتى جبرئيل نزد من آمد - و گفت : بگو : « يك عمره در يك حج ، و اكنون عمره تا روز قيامت داخل در حج گرديد . » و در منطقهى « عسفان » كه بودند ، « سراقه » به آن حضرت گفت : « احكام را براى ما به گونهاى بيان كن كه گويى همين امروز متولد شدهايم » و پيامبر فرمود : « خداوند متعال در اين حج شما ، همين حج ، عمرهاى را اضافه كرد . پس هرگاه وارد شديد ، هر كس طواف بيت گزارد و سعى صفا و مروه نمود از احرام خارج مىشود ، مگر كسى كه قربانى به همراه دارد . »
آن حضرت در « سَرِف » نيز اين حكم را به تمام اصحابش ابلاغ كرد و فرمود : « هر كس قربانى به همراه ندارد و دوست دارد كه آن را عمره قرار دهد ، چنان كند . » عايشه گويد : « انجام دهندگان و ترك كنندگان آن ، همه از اصحاب او ( ص ) بودند . آن حضرت در « بطحاء مكه » نيز تبليغ آن را تكرار كرد و فرمود : « هر كس
هامش
( 1 ) . امتاع الاسماع مقريزى ، ص 510 - 511 .
( 2 ) . سيره ابن سيد الناس ، ج 2 ص 273 .
( 3 ) . زاد المعاد ، ج 2 ص 213 ، ابن كثير در تاريخ خود ، ج 5 ص 109 - 110 ، گويد : « حجه الوداع از آن رو حجه البلاغ ناميده شده كه آن حضرت ( ع ) دراين حج شريعت خدا را قولًا و عملًا به مردم ابلاغ كرد . همچنين حجه الاسلام ناميده شده ، چون پيامبر ( ص ) حج ديگرى جز آن را در مدينه نگزارد . »
( 4 ) . همان ، ص 196 . .