آن را انجام دادهاند ، ولى خوش ندارم اينها در زير سايه درختچههاى أراك با همسرانشان درآميزند و پس از آن به حج بروند و قطرات آب غسل از سرهايشان بچكد . ! » « 1 »
خليفه عمر در اين دو حديث تصريح مىكند كه انگيزه او از انجام اين كار دو چيز است :
نخست - احترام حج ، و در اين باره همان دليلى را مىآورد كه صحابه آوردهاند و انجام عمره تمتع با حج در حجة الوداع را نمىپذيرفتند ، و از اينجا درمىيابيم كه گويندگان اين سخن در هر دو مقام يك طيفاند : مهاجران قريشى كه عمره تمتع را مخالف سيره و سنت جاهلى خود در حج و عمره مىدانستند !
دوم - جلوگيرى از جمع ميان حج و عمره در يك سفر ، كه در يكى از دو حديث بدان تصريح كرده و گويد : « ساكنان مكه را نه پستان شيردهى است و نه كشتزار حاصلخيزى ، و ربيع و بهار آنها تنها به دست كسانى است كه بر آنها وارد مىشوند . » .
پس ، خليفه فرمان مىدهد تا حج و عمره از هم جدا شوند و عمره در غير ماههاى حج انجام شود تا مسلمانان دو بار به مكه بروند : « يكبار براى حج و يك بار براى عمره ، كه با اين كار بهار ساكنان مكه و تبار قريشى او مضاعف گردد . و اين معنى در پاسخ او به علىبن ابىطالب نيز ، آمده است ؛ چنان كه بيهقى روايت كرده و گويد :
« علىبن ابىطالب به عمر گفت : « از متعه نهى كردهاى ؟ ! » گفت : « نه ، ولى خواستم تا بيت الله بيشتر زيارت شود . » گويد : و على گفت : « كسى كه حج إفراد
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ص 896 ، حديث 157 . مسند طيالسى ، ج 2 ص 70 ، حديث 516 . مسند احمد ، ج 1 ص 49 و 50 . سنن نسائى ، ج 1 ص 16 . سنن بيهقى ، ج 5 ص 20 . سنن ابنماجه ، ص 692 حديث 2979 ، و كنز العمال ، ج 5 ص 86 . .