تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
گران آمد و در تنگنايمان قرار داد و خبر آن به پيامبر رسيد ، و ندانستيم از آسمان خبردار شد يا از سوى مردم ، كه فرمود : « اى مردم ! از احرام به درآييد ، كه من نيز اگر اين قربانى را به همراه نداشتم ، همان مىكردم كه شما كرديد » گويد : « پس ، از احرام برون آمديم و حتى با زنان مباشرت كرديم و هر چه بر غير محرم روا بود انجام داديم ، تا آنگاه كه روز ترويه فرارسيد و مكه را پشت سر گذاشتيم و احرام حج بستيم . » « 1 » و در روايت ديگرى گويد : گفتيم : « چه حلالى ؟ » فرمود : « تمام حلال‌ها » گويد : « پس نزد زنان آمديم و بوى خوش استعمال كرديم و چون روز ترويه فرا رسيد احرام حج بستيم . » « 2 » * * * و بدين سان ، با اكراه و سختى پذيرفتند كه حج و عمره را با هم بگزارند و در فاصله ميان آن دو از احرام به درآيند و تمتّع بجويند ؛ چون اين كار مخالف عادات عصر جاهلى بود . و نيز ، هنگامى كه امّ المؤمنين عايشه پيش از حج به خاطر عادت ماهانه از عمره محروم ، پيامبر ( ص ) به او فرمود تا بعد از حج - به تصريح روايات زير - عمره بگزارد :

عايشه پس از حج عمره مىگزارد :

در صحيح مسلم از عايشه گويد : « با پيامبر حركت كرديم و جز حج نيّتى نداشتيم و چون به منطقه « سَرِف » يا نزديك آن رسيديم من دچار عادت ماهانه شدم و در حالى كه مىگريستم پيامبر ( ص ) وارد شد و گفت : « عادت شده‌اى ؟ » گفتم : « آرى » فرمود : « اين چيزى است كه خدا بر دختران آدم مقرر داشته است ،
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ص 882 ، حديث 138 ، و المنتقى ، حديث 2400 و 2415 . ( 2 ) . زاد المعاد ، ج 1 ص 246 . .