تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
و در روايت دوم از جابر گويد : گفتند : « يعنى در حالى كه از . . . برخى از ما مَنى مىچكد به مِنى برويم ؟ ! . . . » « 1 » و در روايت سوم از عطا ، گويد : از جابربن عبدالله در جمع مردم شنيدم كه گفت : « ما صحابه رسول خدا ( ص ) احرام حج تنها و بدون عمره بستيم و با رسول خدا در صبح روز چهارم ذيحجه وارد مكه شديم كه پيامبر دستورمان داد تا از احرام بيرون آييم و فرمود : « از احرام بيرون آييد و با زنانتان مباشرت كنيد . » گويد : « و اين را از آن‌ها نخواست ، ولى زنانشان را بر آن‌ها حلال كرد ، سپس به او خبر رسيد كه ما مىگوييم : « اكنون كه بين ما و بين عَرَفه تنها پنج روز فاصله است به ما دستور مىدهد كه با زنانمان مباشرت كنيم و در حالى كه از آلات تناسلى ما آب مىچكد به عرفه برويم ! » گويد : و رسول خدا ( ص ) به سخن پرداخت و فرمود : « شما خوب مىدانيد كه من با تقواترين و راستگوترين شمايم ، و اكنون اگر قربانى به همراه نداشتم به مانند شما از احرام بيرون مىآمدم ؛ پس ، از احرام بيرون آييد كه اگر من هم در ابتداى راه بودم قربانى با خود نمىآوردم . . . » « 2 » و در روايت چهارم گويد : « رسول خدا ( ص ) در صبح روز چهارم ذيحجه با نيّت حجِّ تنها وارد مكه شد و چون رسيديم فرمان داد تا عمره‌اش قرار دهيم و با زنانمان مباشرت كنيم ، كه گفتگوها بالا گرفت . . . و خبر آن به پيامبر ( ص ) رسيد و آن حضرت به خطبه برخاست و فرمود : « شنيده‌ام كه مردمى چنين و چنان
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ص 213 و ج 4 ص 166 . سنن ابوداود ، ج 2 ص 156 ، حديث 1789 . مسند احمد ، ج 3 ص 305 . سنن بيهقى ، ج 5 ص 3 و ج 4 ص 338 ، و زاد المعاد ، ج 1 ص 246 . ( 2 ) . فتح البارى ، ج 17 ص 108 - 109 . صحيح مسلم ، ص 883 ، حديث 141 . سنن ابوداود ، باب إفراد الحج . ابن ماجه ، باب التمتع بالعمرة . سنن بيهقى ، ج 4 ص 338 و ج 5 ص 19 . زاد المعاد ، ج 3 ص 246 ، و مسند احمد ، ج 3 ص 356 . .