آخرين سال حيات رسول خدا ( ص ) رخ داد ، و چنين مىنمايد كه امتناع كنندگان از انجام عمره تمتع با حج و كسانى كه اين اقدام بر آنها گران آمده ، به دلايل زير ، مهاجران قريشى اصحاب رسول خدا ( ص ) بودهاند :
نخست - حديث ابنعباس كه گويد : « اين تيره قريشى و پيروان آنها كه عمره را تا پايان ذيحجه و محرّم حرام مىدانستند . »
دوم - كسانى كه پس از رسول خدا ( ص ) نيز مسلمانان را از انجام آن بازداشتند ، يعنى حاكمان قبيله قريش ، كه بيان آن خواهد آمد و مراد آنها بنابر پندار خودشان حرمتگذارى به حج بود و اينكه مردم دوبار به مكه بروند : يك بار براى حج و يك بار براى عمره ، چون در اين كار بهار قريش - يعنى ساكنان مكه - بود ، و اين معنى از سخن خليفه عمر به هنگام نهى از عمر تمتع دانسته مىشود .
عمره تمتع در زمان ابىبكر :
قريش در دوران جاهليت جمع ميان حج و عمره را در ماههاى حج حرام كرد و آن را از بدترين گناهان دانست ؛ اما اسلام آن را تشريع فرمود و رسول خدا ( ص ) انجامش داد و سُنَّتش نهاد ، و حاكمان قريش پس از پيامبر انجام آن را روا ندانستند ، و حج را از عمره جدا كردند ، و اولين كسى كه حج تنها به جاى آورد خليفه قريشى ابوبكر بود كه بنابر روايت بيهقى از « عبدالرحمن بن اسود » از پدرش گويد : « با ابوبكر حج گزاردم و او حجّ تنها به جاى آورد ، و با عمر ، كه او نيز حج تنها به جاى آورد ، و با عثمان كه او هم حج تنها گزارد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، ج 5 ص 5 ، و تاريخ ابنكثير ، ج 5 ص 123 . .