آن را مىدانست . لذا هر چه انجام مىداد ما نيز انجام مىداديم ، كه نداى توحيد سر داد . . . و ما نيّتى جز حج نداشتيم و عمره را نمىشناختيم ، تا آنگاه كه با او به بيت الله رسيديم و او در برابر ركن استلام كرد . . . جابر همچنان به توصيف عمل رسول خدا مىپردازد تا آنجا كه گويد : - و چون به پايان طواف خود بر مروه رسيد فرمود : « من اگر در ابتداى راه بودم قربانى با خود نمىآوردم و آن را عمره قرار مىدادم ، و هر يك از شما كه قربانى به همراه ندارد از إحرام بيرون آيد و آن را عمره قرار دهد . »
جابر گويد : « در اين هنگام « سراقة بن مالك » برخاست و گفت : « يا رسول الله ! آيا اين حكم براى امسال ما است يا براى هميشه ؟ » كه رسول خدا ( ص ) انگشتانش را در هم فروبرد و دو بار فرمود : « عمره [ بدينگونه ] داخل در حج شد » و فرمود : « نه ، بلكه براى هميشه و همواره » « 1 » و در صحيح بخارى گويد : سراقه گفت : « آيا اين حكم خاصّ ماست ؟ » فرمود : « نه ، بلكه براى هميشه است » . « 2 »
برداشت صحابه از حكم عمره تمتع :
در گذشته كيفيت بيان تدريجى و آرام پيامبر در تبليغ حكم عمرهى تمتع به صحابه را يادآور شديم . در اين بحث ، چگونگى برداشت صحابه از اين حكم را پى مىگيريم .
در صحيح مسلم از « ابن عباس » گويد : « پيامبر و صحابه روز چهارم از دهه ذيحجه به مكه رسيدند و آنها تلبيه حج مىگفتند كه پيامبر فرمود آن را عمره قرار دهند . »
هامش
( 1 ) صحيح مسلم ، ص 886 - 888 ، حديث 147 . سنن ابوداود ، ج 2 ص 182 . سنن ابن ماجه ، ص 1022 . سنن دارمى ، ج 2 ص 44 . مسند احمد ، ج 3 ص 32 . سنن بيهقى ، ج 5 ص 7 ، ديث 991 ، و المحلّى ، ج 7 ص 100 .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 4 ص 166 . .