عمره بخشى از حج است و خروج از احرامِ عُمره و تمتع جستن پس از آن به فرمان شارع مقدس مىباشد ، به تواتر رسيده است . بنگريد :
در مسند احمد و المنتقى از « أنس » گويد : « با شعار حج حركت كرديم ولى چون به مكه رسيديم رسول خدا فرمانمان داد كه آن را عمره قرار دهيم و فرمود : « اگر در ابتداى راه بودم آن را عمره قرار مىدادم ، ولى من قربانى به همراه آورده و حج و عمره را قرين و پيوسته قرار دادهام . » « 1 »
و در صحيح مسلم و مسند احمد از « ابوسعيد خدرى » گويد : « با رسول خدا حركت كرديم و با همهى وجود نداى حج سر داديم ولى چون به مكه رسيديم و فرمانمان داد تا آن را عمره قرار دهيم ، مگر كسى كه قربانى به همراه داشت ، و چون روز ترويه فرارسيد و قصد مِنى كرديم ، احرام حج بستيم » « 2 »
و در زاد المعاد ابن قيم گويد : در صحيح مسلم و بخارى از « عايشه » روايت كردهاند كه گويد : « با رسول خدا ( ص ) به اصحابش فرمود : « آن را عمره قرار دهيد » و مردم از إحرام بيرون آمدند ، مگر كسى كه قربانى به همراه داشت . . . » « 3 »
گويد : و در عبارت صحيح بخارى آمده است : « با رسول خدا ( ص ) به راه افتاديم و جز حج قصدى نداشتيم ولى چون وارد شديم و طواف بيت را انجام داديم پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كس قربانى به همراه ندارد از إحرام بيرون آيد » و كسانى كه قربانى به همراه نداشتند از احرام بيرون آمدند ، و زنان آن حضرت نيز
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 3 ص 266 ، و المنتقى ، حديث 2393 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، حديث 211 و 212 و از قول جابر در ص 914 . مسند احمد ، ج 3 ص 3 و 5 و 71 و 75 و 148 و 266 ، و المنتقى ، حديث 2418 .
( 3 ) . زاد المعاد ، ج 1 ص 246 - 247 ، كه اصل آن در صحيح مسلم ، ص 873 و 874 ، حديث شماره 120 ، موجود است ، و نيز در سنن ابنماجه حديث 2981 . .