و ابن حجر در بيان علت اقدام آنها گويد : « تعليق جواز انجام عمره به پايان ماه صفر بدان خاطر بود كه عمره در نظر آنان بايد در غير ماههاى حج انجام مىشد و صفر از ماههاى حج نبود ، چنان كه محرّم نيز از ماههاى حج نبود و آنها محرّم را صفر قرار مىدادند ، چون در پايان آن هنوز پشت شترانشان از بار سفر بهبودى نيافته بود و لذا آن را بر سبيل تبعيّت به ماههاى حج ملحق مىكردند و اولين ماه عمره را ماه محرّمِ به تأخير افتاده كه در اصل ماه صفر بود قرار مىدادند ، چون عمره در نزد آنان مربوط به غير ماههاى حج بود . » « 1 »
اين رسمِ قريش و سنت آنها در انجام عمره بود كه رسول خدا ( ص ) - چنان كه مىآيد - در اين باره با آنها مخالفت فرمود :
سنت رسول خدا ( ص ) در انجام عمره :
ابن قيّم گويد : « رسول خدا ( ص ) پس از هجرت چهار عُمره گزارد كه همگى در ماه ذيقعده بود » و در تأييد سخن خود رواياتى را از أنس و ابن عباس و عايشه آورده كه دو نفر اخير گفتهاند : « رسول خدا ( ص ) جز در ماه ذيقعده عمره نگزارد » « 2 »
ابنقيم گويد : « مراد آن است كه عُمرههاى آن حضرت در ماههاى حج و در مخالفت با روش مشركان بوده است ؛ كه آنها انجام عمره در ماههاى حج را نمىپسنديدند و مىگفتند : « اين از بدترين گناهان است . » و اين خود دليلى است بر آنكه انجام عمره در ماههاى حجّ بدون شك از ماه رجب افضل است . »
گويد : « مسلَّم است كه خداوند جز بهترين و برترين زمانها را براى عُمره
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : شرح نووى بر صحيح مسلم ، و فتح البارى شرح ابن حجر بر صحيح بخارى .
( 2 ) . زاد المعاد ، ج 1 ص 209 . مشروح اين روايات در صحيح بخارى ، ج 1 ص 212 . صحيح مسلم ، كتاب الحج ، حديث 217 - 220 ، ص 916 - 917 . سنن بيهقى ، ج 4 ص 357 و ج 5 ص 10 - 12 ، و تاريخ ابنكثير ، ج 5 ص 109 ، آمده است . .