بگويد : « لبّيك به يك حج و يك عمره » ، يا در ماههاى حج احرام عمره ببندد و تلبيه گويد و از آن خارج نشود تا با حج پيوندش دهد . و قارن اگر از اهل مكه نباشد بايد همانند متمتع قربانى كند . « 1 » و حج إفراد جداى از آن دو است و حج گزار تنها تلبيه حج مىگويد و بس . و گفته مىشود « حج تنها به جاى آورد » « 2 » و در برخى روايات است كه : « حجّ مجرد به جاى آورد » « 3 »
* * * اينها انواع حج در نزد مسلمانان است . اما مشركان جاهلى بنابر روايت صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، مسند احمد ، سنن بيهقى و ديگر كتب از ابن عباس ، گويد : « آنها انجام عمره در ماههاى حج را از بدترين گناهان روى زمين مىدانستند ، و ماه محرم را ماه صفر به حساب مىآوردند و مىگفتند : « هرگاه پشت شتران بهبودى يافت و رنج سفر پايان گرفت و آثار آن ناپديد شد و ماه صفر به آخر رسيد ، انجام عمره براى عمره گزار حلال مىگردد . » « 4 »
نووى در شرح صحيح مسلم گويد : علما در شرح اين روايت گفتهاند : « اينكه گويد : « آنها ماه محرم را ماه صفر به حساب مىآوردند » اشاره به « نسىء » و تأخيرى است كه انجامش مىدادند و محرم الحرام را صفر مىناميدند و حلالش مىكردند و تحريم محرّم را تا بعد از صفر به تأخير مىانداختند تا با سه ماه حرام پىدرپى مواجه نشوند و براى غارت و چپاول در تنگنا قرار نگيرند .
هامش
( 1 ) . بنابر نقل بداية المجتهد نظر برخى از پيروان مالك بر خلاف آن است .
( 2 ) . بداية المجتهد ، ج 1 ص 348 ، و نهاية اللغة ، ماده « قِران » .
( 3 ) . سنن بيهقى ، ج 5 ص 5 ، باب من اختار الإفراد .
( 4 ) . فتح البارى ، ج 4 ص 168 - 169 . صحيح مسلم ، باب جواز العمره ، حديث 198 . مسند احمد ، ج 1 ص 249 و 252 و 332 و 339 . سنن ابوداود ، كتاب المناسك ، باب العمره . سنن نسائى ، كتاب الحج ، ص 77 . سنن بيهقى ، ج 4 ص 354 . المنتقى ، حديث 2422 ، مشكل الآثار ، ج 3 ص 155 ، و شرح معانى الاخبار ، ج 1 ص 381 . .