تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
عثمان علاوه بر آن كه در ماترك رسول خدا اجتهاد كرد و آن را به تيول خويشاوندانش داد ، اجتهاد ديگرى كرد و خمس را به آن‌ها بخشيد ، و در اجتهاد بعدىاش صدقات را در اختيار آن‌ها قرار داد و اجتهاد كرد و باز هم اجتهاد كرد ! و چه فراخ است باب اين اجتهاد ؟ ! !

در دوران امام على ( ع ) :

امام ( ع ) نيز در حكومت خود نمىتوانست چيزى از سنّت ابوبكر و عمر را تغيير دهد ؛ به ويژه در امور مالى كه به اهل البيت ( ع ) بازمىگشت . در دوران معاويه : اجتهاد معاويه در محروم ساختن خويشاوندان رسول خدا از خمس و مصادره‌ى ميراث آن حضرت ، مشابه خلفاى پيشين بود و آنچه بر آن افزود اين بود كه به والى خود نوشت : « همه طلاها و نقره‌ها و نفايس غنيمتى را براى او كنار گذارند و چيزى از آن را بين مسلمانان تقسيم نكنند ! » .

در دوران عمربن عبدالعزيز :

عمربن عبدالعزيز كوشيد تا از نصّ شرعى پيروى كند و در اين راه بخشى از سهام خمس نوادگان رسول خدا را همراه با « فدك » بدانان بازگردانيد كه در نهايت به گونه‌اى مشكوك وفات كرد .

پس از عمربن عبدالعزيز :

يزيد بن عبدالملك اجتهاد كرد و دوباره « فدك » را از بنىفاطمه ستاند و « سفاح » عباسى كه به حكومت رسيد آن را به فاطميان بازگردانيد . سپس نوبت اجتهاد « منصور » عباسى رسيد و آن را از ايشان ستاند و بعد ، « مهدى » آن را به بنىفاطمه بازگردانيد . سپس « موسى » پسر مهدى كرد و آن را از ايشان