را به قبايل « هذيم » قضاعه و « جذام » فرستاد تا صدقات و خمس آنها را دريافت كنند ؛ « 1 » و شايد ديگر عاملان رسول خدا كه در شمار كارگزاران صدقات به حساب آمدهاند ، علاوه بر صدقه مأمور دريافت خمس نيز بودهاند و خمس را از موارد مربوط دريافت كرده و به رسول خدا ( ص ) مىرسانيدهاند ؛ و چون خلفا پس از رسول خدا ( ص ) خمس را برداشتند ، « 2 » راويان و عالمان نيز از يادآورى آن كوتاهى كردند ، كه ذكر آن در دوران خلافت اسلامى ، با سياست خلفا در تضاد بود ! و اگر بر آنچه يادآور شديم ، ثروت و مكنت ساكنان شبه جزيره عربستان در آن زمان را نيز مورد توجه قرار دهيم ، كه عمده ثروت آن قبايل دامها و اندكى درخت و زراعت بود ، و همه اينها از موارد شمول صدقات بوده نه از موارد شمول خمس ، و مدينه مركز اسلام نيز شهرى زراعى بوده و عمده ثروت مردم آن زراعت و دام بوده ، و تجارت در انحصار مردم مكه و برخى قبايل اهل كتاب قرار داشته ، و اينكه كشيده شدن مسلمانان مدينه به جنگ بر ضدّ قريش و يهود و ديگر قبايل عربى ، كه در طى ده سال به حدود هشتاد غزوه و سريّه رسيد - يعنى هر سال هشت درگيرى جنگى - همه اينها موجب شد تا راههاى تجارى حجاز جولانگاه يورش و جنگ و چپاول طرفين جنگى قرار گيرد و تجارتِ اين سالها به ركود انجامد و بدينخاطر ، وجود مورد سودآور ، جز موارد صدقات ، نادر و اندك شده بود .
همه اين عوامل موجب شد تا اخبار دريافت خمس به وسيله رسول خدا ( ص ) از دستاوردهاى كسب ، در كتابهاى سيره و حديث منتشر نگردد . اما اخبار دريافت خمس از گنج و معادن ، و فرستادن متوليان امور خمس با متوليان امور صدقات را ، تا آنجا كه ما در مصادر مربوط - كه اندكى از آن را در اختيار داشتيم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 102 - 103 .
( 2 ) . چنان كه فاطمه ( س ) درباره آن با ابوبكر به مخاصمه برخاست . .