تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
گفت : « پس سهم ما در خيبر و خالصه ما در فدك چه مىشود ؟ » گفت : « شنيدم كه رسول خدا مىگفت : « ما گروه انبيا ارث برده نمىشويم ، هر چه بر جاى گذاريم صدقه است . آل محمد تنها از اين مال مىخورد - يعنى از مال خدا - و سهمى بيش از خوراك ندارند » و هر كه را پيامبر خرجى مىداد بر عهده من است » كه على تلاوت كرد : ( وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) يعنى : « سليمان از داود ارث برد » و گفت : « يَرِثُني وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ » يعنى : « از من و از آل يعقوب ارث ببرد » . ابوبكر گفت : « آن اينچنين است ، و تو به خدا سوگند مىدانى ، همانگونه كه من مىدانم » و على گفت : « اين كتاب خداست كه سخن مىگويد » و بعد ، سكوت كردند و بازگشتند . » 3 - درباره سهم ذى القربى ، كه چون ابوبكر فاطمه و بنىهاشم را از سهم ذوى القربى محروم ساخت و آن را به مصرف سلاح و مركب رسانيد ، فاطمه نزد او آمد و گفت : « تو خود از ستمى كه درباره ما اهل البيت روا داشتى آگاهى : صدقات و اوقاف رسول خدا و غنايمى را كه خداوند در قرآن كريم به ما بازگردانيده و سهم ذوى القربى قرار داده است ، همه را ظالمانه از ما گرفتى . سپس اين آيه [ انفال / 41 ] را بر او تلاوت كرد : ( وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى . . . ) يعنى : « و بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد ، خمس آن براى خدا و براى پيامبر و براى ذى القربى است . . . » و در روايتى گفت : « آهنگ « ما انزل الله » كردى تا آنچه را كه خدا از آسمان درباره‌ى ما نازل فرموده از ما بازدارى ؟ ! » ابوبكر گفت : « پدر و مادرم فداى تو و پدر و فرزندانت باد ! من شنوا و مطيع كتاب خدا و حق رسول الله و حق دختر او هستم ، من نيز آنچه را كه تو از كتاب خدا مىخوانى مىخوانم ولى علمم بدان نمىرسد كه اين سهمِ از خمس تماماً به شما مىرسد ! » .