تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
نماينده‌اش پس از پيروزى شخصاً غنايم را در اختيار مىگيرد و هيچ يك از جنگجويان - جز اموال شخصى كشته شده - چيزى را مالك نمىشوند ؛ بلكه هر كس هر چه را به دست آورده ، حتى نخ و سوزن را تحويل مىدهد و گرنه از خيانت كاران محسوب شده و ننگ و عار خانوادگى و آتش قيامت را بر خود خريده است . سپس همين حاكم « خمس غنايم » را برمىدارد و بقيه را بر مجموعه‌ى سپاه تقسيم مىكند . پس ، اين حاكم است كه در اسلام اعلان جنگ مىدهد ، و اوست كه غنايم را در اختيار مىگيرد و خمس آن را برمىدارد و بقيه را تقسيم مىكند نه غير او . و حال كه روش كار در اسلام چنين است ، و جدا كردن خمس غنايم جنگى در زمان رسول خدا ( ص ) از شئون آن حضرت در اين امت بوده است ، چرا رسول خدا ( ص ) در نامه‌هاى مذكور ، يكى پس از ديگرى ، از مدرم مىخواست كه خمس خود را بپردازند ؟ چاره‌اى نيست جز آن كه بگوييم : « خمس نيز همانند صدقات و مالياتِ واجبه از واجباتى بوده كه مخاطبان نامه‌ها بايد آن را از مال خود مىپرداختند ، و خاصّ غنايم جنگى نبوده است ! » . بنابراين ، رسول خدا ( ص ) از كسى كه اسلام مىآورد مىخواست تا خمس دست‌آوردهاى خود را ، جداى از صدقات واجب ، بپردازد و در آن زمان مدلول « غنايم و مغانم » مساوى با مطلق دست‌آوردهاى مالى بود . و بعد ، پس از فتوحات گسترده ، و پس از آن كه خلفا از پرداخت خمس به صاحبان اصلى آن خوددارى نمودند ، و پس از آن كه مسلمانان اين حكم را فراموش كردند ، مدلول اين ماده نيز دچار تطوّر و دگرگونى شد . امّا جايگاه خمس در آيه شريفه صريحاً بيان شده كه خمس از آنِ خدا و رسول خدا و خويشاوندان رسول خدا و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان آن‌هاست ، و خمس با اين حساب به شش سهم تقسيم مىشود ، و آنچه كه در
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 248 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى