تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
دست مىآمد ، غنيمت مىناميد . و « اغتنام » يعنى : « در انتظار غنيمت و مال غنيمتى به سر بردن » و هرگاه سلاح و مركب و جامعه كسى با ستيز و دشمنى از او گرفته شود ، آن را « سلب » نامند ؛ و هرگاه تمام مال او گرفته شود ، آن را « حرب » گويند ؛ و الفاظ : « نهيبة و نُهبى » در نزد عرب زمان جاهليت و اسلام ، مرادف و مساوى : « غنيمت و مغنم » در عصر ماست ؛ و اولين بارى كه مادّه « غنم » در قرآن كريم در كسب مال مطلق - بدون لحاظ دستيابى آسان - استعمال گرديد ، درباره‌ى جمع‌آورى اموال مشركان در برد بود كه پس از آن كه خداوند ملكيتش را از افراد سلب كرد ، « انفال » ش ناميد و آن را براى خدا و رسول قرار داد و بعد ، « غنايم » را براى ديگر افراد اختصاص داد و پرداخت « خمس » [ / يك پنجم ] از مطلق آن را براى خدا و رسول و خويشاوندان آن حضرت [ و يتيمان و مسكينان و در راه‌ماندگان ] تشريع فرمود ، و مورد اخذ و دريافت را به مطلق غنايم و دست‌آوردها ، تعميم داد ؛ حال آن كه در جاهليت يك چهارم غنايم سهم ويژه رئيس بود و خداوند به جاى يك چهارم ، يك پنجم را واجب كرد و به جاى يك سهم ويژه رئيس ، آن را بر شش سهم تقسيم فرمود . دليل ديگرى كه پرداخت « خمس » را از مطلق غنايم و دست‌آوردها واجب مىداند - اضافه بر آنچه يادآور شديم - اجماع مسلمانان است بر اينكه رسول خدا ( ص ) از مالى كه از زمين استخراج شده بود ، معدن يا كنج ، خمس گرفت ؛ و اين چيزى نبود كه مسلمانان از راه ستيز در جنگ به دست آورده باشند . و دليل ديگر از سنّت ، فرمان رسول خدا ( ص ) به هيئت نمايندگى قبيله عبدالقيس در پرداخت « خمس غنايم » بود . چون آن‌ها از آن حضرت خواستند تا احكام اسلامى را به آنان بياموزد تا آن را فراگيرند و به قبيله خود ياد دهند ؛ زيرا از ترس قبيله مُضَر ، جز در ماه‌هاى حرام نمىتوانستند از محدوده خود خارج