و ما جز اين حديث ، حديث ديگرى را نيافتيم كه پس از معاويه تا زمان عمربن عبدالعزيز ، دربارهى خمس و ميراث رسول خدا ( ص ) و تغيير وضعيت آن ، از آنچه كه در زمان معاويه بوده ، سخن گفته باشد .
در زمان عمربن عبدالعزيز :
عمربن عبدالعزيز به ابوبكر بن محمد قاضى مدينه نوشت كه دربارهى « كتيبه » [ / يكى از قلعههاى خيبر ] تحقيق و روشن كند كه آيا كتيبه ، خمس رسول خدا ( ص ) از خيبر بوده يا از اموال شخصى آن حضرت مىباشد ؟ او تحقيق كرد و پاسخ داد : « كتيبه خمس رسول خدا ( ص ) بوده است » و عمربن عبدالعزيز چهار يا پنج هزار دينار طلا براى او فرستاد و فرمانش داد تا پنج يا شش هزار دينار ديگر كه از « كتيبه » وصول مىكند بر آن بيفزايد تا به دههزار دينار برسد و آن را ميان بنىهاشم تقسيم كند و مرد و زن و كوچك و بزرگ را يكسان بدهد ؛ و او چنان كرد . » « 1 »
و ابن سعد از جعفربن محمد روايت كند كه گفت : « عمربن عبدالعزيز سهم ذى القربى را بين فرزندان عبدالمطّلب تقسيم كرد و به زنان آنها كه از غير فرزندان عبدالمطّلب بودند سهمى نداد . »
و نيز ، روايت كند و گويد : « هنگامى كه نامه عمربن عبدالعزيز به والى مدينه رسيد كه خمس را بر بنىهاشم تقسيم كند ، والى بر آن شد تا فرزندان مطلّب را از
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ، ج 5 ص 287 - 288 ، كه ما آن را فشرده آورديم . و ابوحفص ، عمربن عبدالعزيز بن مروان اموى ، در سال 63 هجرى به دنيا آمده و در صفر سال 99 هجرى با او بيعت شد و خلافت او دو سال و پنج ماه ادامه يافت و در رجب سال 101 هجرى وفات كرد . شرح حال او در طبقات ابنسعد ، ج 5 ص 243 ، و تاريخ الخلفاى سيوطى ، ص 228 ، و العبر ، ج 1 ص 120 ، آمده است .
و ابوبكر بن محمد قاضى مدينه ، در سال 120 هجرى وفات كرد . حديث او را صاحبان صحاح روايت كردهاند . ( تقريب التهذيب ، ج 2 ص 399 ) . .