همچنان در اختيار مروان بود . » « 1 »
مؤلف گويد : برخى اشتباه كرده و پنداشته اند كه معاويه اولين كسى بود كه فدك را به تيول مروان داد ، در حالى كه عثمان پيش از معاويه آن را به تيول او داده بود ، و شايد سبب اشتباه آن باشد كه آخرين بار اين معاويه بود كه فدك را به مروان بازگردانيد !
در زمان خلفاى بنىاميه پس از معاويه :
خلفاى بنىاميه - به جز عمربن عبدالعزيز - تصرف در « خُمس » را تصرف در ملك خويش مىدانستند و گاهى آن را به هر كه مىخواستند مىبخشيدند و زمانى آن را با ديگر اموالى كه بر آنها چيره مىشدند ، در رديف گنجينههاى خود قرار مىدادند ؛ همانگونه كه « وليدبن عبدالملك » بنا بر نقل سنن نسائى آن را به فرزندش « عمر » بخشيد .
گويد : « عمربن عبدالعزيز در نامهاى به عمربن وليد نوشت : « و پدرت كلّ خمس را سهم تو قرار داد ؛ در حالى كه سهم پدرت همانند سهم يكى از مسلمانان است ! و در خُمس حقّ خدا و حق رسول خدا و ذوى القربى و يتيمان و مسكينان و ابن السبيل مقرّر است ، و چه بسيارند دادخواهان پدرت ! و چگونه از كثرت اينهمه دشمن و دادخواه رهايى مىيابد ؟ ! و نيز همدمى آشكار تو با آلات طرب و مطربان كه بدعتى است در اسلام ! و لذا بر آن شدهام تا كسى را به سوى تو بفرستم كه محفل زشتت را از بن براندازد ! » « 2 »
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ، ج 5 ص 288 .
( 2 ) . سنن نسائى ، باب قسم الفىء ، ج 2 ص 178 . و سيوطى در تاريخ الخلفاء ، ص 223 - 224 ، گويد : وليد [ / پدر عمر ] جبارى ستمگر و در سخن گفتن لحّان و پر اشتباه بود . در شوال سال 86 هجرى به خلافت رسيد و در نيمه جمادى الآخر سال 96 هجرى در 51 سالگى وفات كرد . .