اينها اجتهاد خليفه عثمان دربارهى « خمس » بود . اما اجتهاد او دربارهى ميراث رسول خدا ( ص ) ، ابو الفداء و ابن عبدربّه گويند : « عثمان فدك را كه صدقهى رسول خدا بود و فاطمه آن را از ابوبكر مطالبه كرد ، در اختيار مروان گذشت . » « 1 »
و ابن ابىالحديد گويد : « عثمان فدك را در اختيار مروان گذاشت ؛ فدكى كه فاطمه ( س ) پس از رحلت پدرش ( ص ) يك بار به عنوان ميراث و يك بار به عنوان هديهى رسول خدا ( ص ) آن را از ابىبكر مطالبه كرد و خواسته او پذيرفته نشد ! » . « 2 »
و ابوداود و بيهقى در سنن خود از « عمر بن عبدالعزيز » روايت كنند كه او دربارهى فدك گفت : « عمر كه به حكومت رسيد با آن به سان گذشته رفتار كرد و چون وفات كرد ، عثمان آن را در اختيار مروان گذاشت . . . » « 3 »
و بيهقى پس از آوردن تمام اين روايت گويد : « فدك در زمان عثمان بن عفان شايد بدان خاطر در اختيار مروان قرار گرفت كه عثمان در روايت منسوب به رسول خدا ( ص ) تأويل و اجتهاد كرد ؛ روايتى كه مىگويد : « هرگاه خداوند سهمى از روزى را نصيب پيامبرى كند ، آن سهم براى جانشين او خواهد بود ، و چون او [ / عثمان ] با ثروت خود از آن بىنياز بود ، آن را در اختيار خويشاوندان خود قرار داد و با آن « صلهى رحم » به جاى آورد . . . » .
و ابن عبدربّه و ابن ابىالحديد گويند : « رسول خدا ( ص ) « مهروز » - محل بازار
هامش
( 1 ) . تاريخ ابوالفداء ، ج 11 ص 232 . عقد الفريد ، ج 4 ص 273 . اين مورخان با پيروى از روايت ابىبكر فدك را صدقه رسول خدا ناميدهاند .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ص 67 .
( 3 ) . سنن ابوداود ، ج 2 ص 49 - 50 ، از كتاب الخراج باب صفايا رسول الله ، و سنن بيهقى ، ج 6 ص 310 . .