تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
گفت : « اگر غذايت را خورده و ساكت مىماندى براى تو بهتر بود ؛ چون تو همانى كه با ما در آفريقا مىجنگيدى و مال و غلام و ياورت از ما كمتر و سبك‌بارتر بودى ، تا آنكه ابن‌عفّان [ / عثمان ] خمس آفريقا را به تو بخشيد و كارگزار صدقات و ماليات شدى و اموال مسلمانان را گرفتى . . . » « 1 » و « اسلم بن اوس ساعدى » كه از دفن عقمان در بقيع جلوگيرى كرد ، در اين باره گويد :
اقسِم بالله ربّ العبا * د ما ترك الله خلقاً سدى دَعوتَ اللَّعينَ فأدنيته * خلافا لسنّة من قد مضى و اعطيت مروان خمس العباد * ظلماً لهم و حميت الحمى
« به الله پروردگار بندگان سوگند مىخورم كه ، خداوند هيچ بنده‌اى را يله و رها نگذاشته است . تو [ / عثمان ] آن لعين [ / حَكَم ] را فراخواندى و مقرّبش ساختى ؛ و اين بر خلاف سنّت كسى است كه رحلت كرده ؛ يعنى رسول خدا ( ص ) . و « خمس بندگان » « 2 » را به مروان بخشيدى . و بدان‌ها ستم كردى ، و نيز ، منطقه حفاظت شده را از آنِ خود ساختى ! » « 3 » و در أغانى گويد : « مروان آن خُمس را به پانصد هزار معامله كرد و عثمان آن مبلغ را هم به دو بخشيد ، و اين از جمله مواردى بود كه بر او اشكال مىگرفتند و « عبد الرحمان بن حنبل » درباره آن چنين سرود : . . . » « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ص 28 . ( 2 ) . شاعر در اينجا خمس را « خُمس بندگان » ناميده ؛ چون در عصر ابوبكر و عمر عادت كرده بودند كه خمس را خمس بندگان به حساب آورند و از آنِ خدا و رسول و ذوى القرباى رسول ندانند ! ( 3 ) . انساب الأشراف ، ج 5 ص 38 . ( 4 ) . اغانى ، ج 6 ص 57 . تاريخ ابو الفداء ، ج 1 ص 233 . معارف ابن قتيبه ، ص 84 ، و عقد الفريد ، ج 2 ص 283 . .