و در سخن عمر :
« إِيَّاكُمْ وَ الدَّيْنَ فَإِنَّ أَوَّلَهُ هَمٌّ وَ آخِرِهِ حَرْبٍ
» يعنى : « از وا مدارى بپرهيزيد كه اولش اندوه و آخرش مالباختگى است » . « 1 »
و در عصر صحابه ، معاويةبن ابىسفيان هنگامى كه سفيان بن عوف غامدى را به جنگ مسلمانان خارج از محدودهى حكومت خود فرستاد ، به او سفارش كرد و گفت :
« فَاقْتُلْ مَنْ لَقِيتُهُ مِمَّنْ لَيْسَ هُوَ عَلِيُّ رَأْيَكَ وَ احرب كُلِّ مَا مَرَرْتُ بِهِ مِنْ الْقَرِيِّ وَ احرب الْأَمْوَالِ فَإِنْ حَرْبَ الْأَمْوَالَ شَبِيهٌ بِالْقَتْلِ وَ هُوَ أَوْجَعُ لِلْقَلْبِ »
يعنى : « با هر كس كه روبرو شدى و رأى تو را نداشت او را بكش ، و از هر آبادى كه گذشتى آن را غارت كن ، و تمام اموال را به يغما ببر كه چپاول اموال شبيه كشتن است و براى قلب دردآورتر ! » « 2 »
و در حديث است كه صحابه رسول خدا ( ص ) به گوسفندانى رسيدند و آنها را غارت كردند و پختند ، كه پيامبر ( ص ) فرمود :
« أَنْ النهبي اوْ النهبه لَا تَصْلُحُ »
يعنى : « غارت شده يا چپاول شده حلال نيست » و ديگها را وارونه كردند . « 3 »
و در نبرد كابل نيز گوسفندانى را به غنيمت گرفتند و آنها را غارت كردند كه عبدالرحمن [ بن سمره ] دستور داد تا منادى ندا كند : « من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « هر كس مالى را غارت كند از ما نيست » پس ، گوسفندان را بازگردانيد » و آنها را بازگردانيدند و بالسّويه تقسيمشان كرد . « 4 »
اينها معانى « سلب و نهب و حرب » بود . اما « غنيمت و مغنم » ، راغب و ازهرى در ماده « غنم » گويند : « غَنَم [ / گوسفند ] معروف است و غُنم ، رسيدن و دست
هامش
( 1 ) . موطّأ مالك ، ج 2 ص 236 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 2 ص 58 - 90 ، به نقل از « الغارات ثقفى » .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 5 ص 367 ، و سنن ابن ماجه ، كتاب الفتن ، حديث 3938 .
( 4 ) . همان ، ج 5 ص 62 و 63 . شرح حال عبدالرحمن بن سمره قريشى در اسد الغابه ، ج 3 ص 297 ، آمده است . .