تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
« از تو فتوا مىخواهند ، بگو : خدا درباره‌ى « كلاله » فتوايتان مىدهد : اگر مردى بميرد كه فرزندى ندارد و خواهرى دارد ، نصف ماترك او از آنِ خواهرش باشد ؛ و اگر خواهرش فرزندى نداشته باشد ، او تمام مالش را به ارث مىبرد ؛ و اگر دو نفر ( وارث ) باشند ، دو ثلثِ ماترك از آنِ ايشان است ؛ و اگر برادران و خواهران باشند ، براى هر مردى همانند سهم دو زن باشد ؛ خدا [ احكام را ] براى شما بيان مىكند تا گمراه نشويد و خدا بر هر چيزى آگاه است » . « 1 » و چون حكم « كلاله » را از ابىبكر پرسيدند گفت : « به زودى نظرم را درباره آن بيان مىكنم ، اگر صحيح بود از خداست ، و اگر خطا بود ، از من و از شيطان است و خدا و رسول از آن مبرّا هستند : به نظر من غير فرزند و پدر را شامل است » و هنگامى كه عمر به خلافت رسيد گفت : « من از خدا شرم مىكنم چيزى را كه ابوبكر گفته ردّ نمايم » « 2 » و يك بار نيز گفت : كلاله كسى است كه فرزند ندارد » . « 3 » و نيز ، پاسخ او درباره‌ى « وارث جدّه » بنابر آنچه در مؤطّأ مالك ، سنن دارمى ، سنن ابىداود و سنن ابن‌ماجه آمده چنين است كه راوى گويد : « جدّه‌اى نزد ابوبكر صديق آمد و درباره‌ى ميراث خود پرسيد و ابوبكر به او گفت : « در كتاب خدا براى تو چيزى نيست ، در سنت رسول خدا نيز ، چيزى براى تو نمىدانم ؛ اكنون بازگرد تا از مردم بپرسم . سپس از مردم سئوال كرد و مغيرةبن شعبه گفت : « نزد رسول خدا حاضر بودم كه سهم جدّه را يك ششم داد . » ابوبكر گفت : « آيا ديگرى هم با تو بود ؟ » كه محمدبن مسلمه انصارى برخاست و قول مغيره را
هامش
( 1 ) . مقصود از برادر و خواهر ميّت در اينجا تنها برادر و خواهر تنى يا برادر و خواهر پدرى است . ( 2 ) . سنن دارمى ، ج 2 ص 365 . اعلام المؤلفين ، ج 1 ص 28 ، و سنن بيهقى ، ج 6 ص 223 . ( 3 ) . تفسير قرطبى ، ج 5 ص 77 . .