[ / عمر يا ابوعبيده ] انداخته بودم » . « 1 »
اشكالى كه در اين اقدام بر ابوبكر كردهاند آن است كه حكم مُفسدانى چون « فجائه » در قرآن كريم ( مائده / 33 ) با صراحت آمده است :
( إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيم )
« همانا كيفر كسانى كه با خدا و رسول او مىجنگند و مىكوشند تا در زمين فساد كنند ، آن است كه كشته شوند ، يا به صليب كشيده شوند ، يا دست و پاى آنها بر خلاف هم قطع گردد ، يا تبعيد گردند ؛ اين خوارى و كيفر دنياى ايشان است و آنها را در آخرت عذاب عظيمى خواهد بود » .
و رسول خدا ( ص ) از سوزانيدن با آتش نهى كرده و چنان كه در صحيح بخارى و مسند احمد آمده فرمود : ( لا يعذّب بالنّار إلّا ربّ النّار ) : « با آتش عذاب نمىكند ، مگر پروردگار آتش » . و : « كسى جز خدا ، با آتش عذاب نمىكند » . و : « كسى جز پروردگارِ آتش ، با آن عذاب نمىكند » . « 2 »
و فرموده : « كسى كه دينش را تبديل كرد ، او را بكشيد » . « 3 » و : « كشتن فرد مسلمانى كه « لا إله الّا اللَّه و محمّداً رسول اللَّه » گوى است جايز نيست : مگر براى سه كار : « زناى محصنه ، كه به خاطر آن رجم مىشود ؛ شورش و جنگ با خدا و
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ص 52 ، حوادث سال 13 هجرى . بقيه مصادر را در كتاب : « عبداللهبن سبا » فصل : « تحصن در خانه فاطمه ( س ) » بجوئيد .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 2 ص 115 . مسند احمد ، ج 2 ص 207 و ج 3 ص 494 . سنن ابوداود ، كتاب الجهاد ، ج 3 ص 494 . سنن ابوداود ، كتاب الجهاد ، ج 3 ص 55 و 56 ، حديث 2673 و 2675 ، و كتاب الأدب ، ج 4 ص 367 و 368 ، حديث 5268 ، و سنن بيهقى ، ج 9 ص 71 و 72 .
( 3 ) . همان ، كتاب الستتابة المرتدّين ، و سنن ابوداود ، كتاب الحدود . .