ك - مجتهد متأوّل ، عبدالرحمنبن ملجم قاتل امام على ( ع ) :
ابنحزم در « المحلّى » و ابنتركمانى در « الجوهر النقى » - چنان كه گذشت - گويند : هيچ يك از ابناى امت ترديد ندارند كه « عبدالرحمنبن ملجم » در كشتن على « متأوّل و مجتهد » بود و چنان مىپنداشت كه راه صواب مىرود ، و بدين خاطر است كه « عمرانبن حطّان » گويد :
« يا ضربة من تقى ما اراد بها * الّا ليبلغ من ذى العرش رضوانا
انّى لأذكره يوماً و احسبه * او فى البريّة عند الله ميزانا » « 1 »
نمىدانم « عبدالرحمنبن ملجم » كه در شمار صحابه نبود ، چگونه مجتهد از آب درآمد ؟ !
و نيز نمىدانم « يزيد » كه از صحابه نبود ، چگونه مجتهد گرديد ؟ !
ل - خليفه و امام ، يزيدبن معاويه :
ابوالخير شافعى دربارهى « يزيد » گويد : « او امام و مجتهد ود »
و ابنكثير ، پس از آنكه از قول « ابوالفرجبن جوزى » « 2 » جواز لعن بر يزيد را نقل كرده گويد : « و گروه ديگرى از آن نهى كرده و آنها نيز در اين باره كتاب نوشتهاند تا لعن يزيد دستاويز لعن پدرش يا يكى از صحابه نگردد ؛ و افعال و اقدامات نارواى او را چنين توجيه كردهاند كه : « او اجتهاد كرده و اشتباه نموده ! »
و گفتهاند : « با وجود اين او امامى فاسق بوده ، و امام اگر فاسق گردد ، به مجرد
هامش
( 1 ) . المحلّى ، ج 10 ص 484 . الجوهر النقى در حاشيه سنن بيهقى ، ج 8 ص 58 و 59 ، كه مؤلف آن علاءالدين علىبن عثمان معروف به ابنتركمانى حنفى ( متوفاى 750 ه - » در مقدمهاش گويد : « اينها فوائدى است كه در حاشيه اين سنن بزرگ بيان داشتم ، و حاجى خليفه در كشف الظنون ، ج 2 ص 1007 ، دربارهى سنن بيهقى ( متوفاى 458 ه - ) گويد : « همانندش در اسلام تأليف نشده است » .
( 2 ) . ابوالفرج ابنجوزى ، عبدالرحمنبن علىبن محمد بكرى حنبلى واعظ و محدّث و مفسِّر ( متوفاى 597 ه - ) از كتب او كتاب : « الردّعلى عبدالمغيثبن زهير حنبلى » نويسنده كتاب « فضائل يزيد » است . .