رسولخدا ( ص ) الزام آور نيست ؛ چون مىفرمايد : «
فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
» : « و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن » پس ، قيام و اقدام براساس تصميم رسولاللّه است ، نه رأى و نظر مسلمانان ! و اين موضوع از نمونههاى مشاوره رسولخدا ( ص ) - كه در گذشته يادآور شديم - به خوبى آشكار مىشود ؛ مشاوره در امورى كه سرانجامش براى پيامبر ( ص ) روشن بود ، مانند مشاوره آن حضرت با مسلمانان درباره جنگ بدر .
بعلاوه كه ، مشاوره آن حضرت براى كشف نظر مسلمانان در كيفيت تنفيذ و اجراى احكام اسلامى بود ، نه براى استنباط حكم شرعى ! و اضافه بر همه اينها ، خداوند متعال [ احزاب / 36 ] فرموده : «
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
» : « هيچ مرد و زن مؤمنى ، هنگامى كه خدا و رسولش امرى را واجب و لازم بدانند ، حق انتخاب ندارند ؛ و هر كس خدا و رسولش را نافرمانى كند ، آشكارا گمراه شده است » .
پس ، رجحان و برترى مشاوره منحصر به موردى است كه خدا و رسول او ، در آن مورد امرى نداشته باشند ، و در مواردى كه خدا و رسول حكم و فرمان دارند ، مشاوره در آن مورد ، نافرمانى خدا و رسول و گمراهى آشكار است !
دوم - بيعت
از آنچه گذشت دانستيم كه : « بيعت براى انجام گناه و نيز ، بيعت با گناهكار ، و بيعت اجبارى و در سايه شمشير ، هيچ يك منعقد نمىشوند » ولى پيروان مكتب خلفا مىگويند : « خلافت با بيعت پنج نفر منعقد مىشود » و برخى مىگويند : « با بيعت يك نفر و حضور دو شاهد منعقد مىشود » و دليل خود را « عمل صحابه » مىدانند .