و اراده واحد ، كه امام على ( ع ) باشد ، از صيغه جمع جايز نباشد !
مؤلف گويد : اين توهمى بيش نيست ؛ چون آنچه كه جايز نيست استعمال مفرد و اراده جمع است ، اما عكس آن در محاورات و گفتگوها جايز و فراوان است و نظير آن در موارد متعددى از قرآن كريم آمده است ، مانند تعبيرهاى سوره منافقين كه مىفرمايد :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
. . .
. وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا
. . .
لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ
. . .
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا
. . .
يَنْفَضُّوا
. . .
وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ . يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ
. . .
وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ
»
طبرى در تفسير اين سوره گويد : « مراد از اين آيات ، همگى ، « عبداللّهبن ابىّ سلول » است . . . و خداوند اين سوره را از ابتدا تا انتها ، درباره او نازل فرموده است ، و بدينگونه كه ما گفتيم ، اهل تأويل نيز گفتهاند و اخبار و روايات هم آن را تأييد مىكنند » « 1 »
و سيوطى در تفسير همين آيات از « ابنعباس » روايت كند كه گفت :
« هر چه را كه خداوند - در اين سوره - درباره منافقان نازل كرده ، تنها « عبداللّهبن ابىّ » را اراده فرموده است » « 2 »
و فشرده داستان آن بنا بر نقل سيره نويسان و مفسران چنين است :
« جهجاه غفارى خادم عمربن خطاب پس از غزوه بنىالمصطلق با سنان جهنى حليف خزرجيان بر سر چاه درگير شدند و به زد و خورد پرداختند و « سنان » فريادِ : « يا معشر الانصار » برداشت و « جهجاه » فرياد : « يا معشر المهاجرين »
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 28 ص 270 .
( 2 ) - تفسير سيوطى ، ج 6 ص 223 .