به نام بشارت باد » و چون بر عثمان وارد شد به او گفت : « ابوذر ! چه شده كه اهل شام از تيغ زبان تو شكوه مىكنند ؟ » ابوذر به او گفت : « اين كه گفته شود « مال اللّه » روا نباشد ، و شايسته نيست كه اغنيا مالى را اندوخته كنند » عثمان گفت : « ابوذر ! وظيفه من آن است كه آنچه بر عهده دارم بپردازم و آنچه بر عهده رعيت است بگيرم و آنها را وادار بر زهد نكنم ؛ و اينكه ، آنان را به تلاش و ميانهروى فرابخوانم » ابوذر گفت : « پس اجازه بده كه من بروم ؛ زيرا مدينه خانه من نباشد ! » عثمان گفت : « آيا جز به بدتر از آن رضا ندهى ؟ » گفت : « رسولخدا ( ص ) فرمانم داده كه هرگاه بناهاى مدينه به دامنه كوه رسيد از آن خارج شو ! » عثمان گفت : « آنچه تو را فرموده انجام بده » راوى گويد : « ابوذر بيرون رفت تا به « ربذه » رسيد و فرود آمد و در آنجا مسجدى بنا كرد و عثمان نيز ، گلهاى شتر با دو نفر غلام به او بخشيد و پيامش داد كه به مدينه رفت و آمد كند تا اعرابى نگردد ، و او چنين كرد » . « 1 »
بررسى اين روايات
سيف اين روايات افسانهاى و نظاير آنها را براى دفاع از خلفايى همچون : عثمان و معاويه و مروان ، و واليانى همچون : وليد و عبداللّهبن سعدبن ابىسرح و ديگر بزرگان بنىاميه ، ساخته و پرداخته كرد و افسانههاى ساختگىاش درباره اين فتنهها رواج يافت و در مدارك پژوهشى اسلامى - بمانند آتش در خرمن - گسترش يافت ؛ و ما در جلد اول « عبداللّهبن سبا » ساختگى بودن آن را آشكار ساختيم و در كتاب « نقش عايشه » اخبار صحيح اين فتنهها را ثبت كرديم ؛ و اكنون به نمونههائى از انواع جعل و تحريف در روايات گذشته سيف اشاره مىكنيم :
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، چاپ اروپا ، ج 1 ص 2858 - 2859 .