شيخ طوسى در كرخ بغداد را نيز به آتش كشيدند ، و بيش از آن را با گنجينههاى كتب فاطميان مصر - به هنگام استيلاى صلاحالدين ايوبى بر حكومت مصر - انجام دادند .
اكنون به نظر شما چه مقدار از سنت رسولخدا ( ص ) - به واسطه آتش زدن آن كتابها و كتابخانهها كه صاحبان آن از مخالفان مكتب خلفا بودند - از ما پوشيده مانده است ؟ و چه مقدار احاديث صحيح با سند پيوسته از رسولخدا ( ص ) در حق آلالبيت در آنها بوده ، خدا مىداند و بس ! احاديثى كه از جمله آنها سخنان آن حضرت درباره « وصيت » است كه به خاطر اينگونه كتمان به دست ما نرسيده است !
و مهمتر از آنچه كه درباره كتمانِ سنت رسولخدا ( ص ) يادآور شديم ، تحريفِ سنت رسولاللّه ( ص ) و سيره صحابه است كه در دو بحث آينده يادآور مىشويم :
نهم - حذف بخشى از خبر سيره صحابه و تحريف آن
نوع ديگر كتمان در مكتب خلفا ، حذف بخشى از خبر و تحريف آن است ؛ همانگونه كه « ابنكثير » در تاريخ خود درباره خطبه امام حسين ( ع ) انجام داده است . اين خطبه را طبرى و ابناثير در تاريخ خود با اين عبارت آوردهاند كه امام ( ع ) فرمود :
« اما بعد ، نَسَب مرا مرور كنيد و بنگريد كه كيستم . سپس به وجدان خويش بازگرديد و عتابش نماييد كه ، آيا كشتن من و هتك حرمتم براى شما رواست ؟ آيا من پسر دختر پيامبرتان ( ص ) و فرزند « وصى » و پسرعموى او و اول مؤمن به خدا و تصديقكننده رسولخدا و وحىِ نازل شده بر او نيستم ؟ آيا حمزه سيّدالشهدا عموى پدرم نيست ؟ آيا جعفر طيار صاحب دو بال عموى من نيست ؟ . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، چاپ اروپا ، ج 2 ص 329 ، و تاريخ ابناثير ، چاپ اروپا ، ج 2 ص 52 ، و چاپ اول مصر ، ج 4 ص 25 .