تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
و آزاردهنده بود . « 1 » و به همين‌خاطر نيز ، « سيره ابن‌اسحاق » رها و به دست فراموشى سپرده شد ، زيرا اخبارى در آن بود كه علاقه‌اى به انتشار آنها نداشتند تا آنجا كه نسخه‌هاى آن مفقود گرديد « 2 » و به جاى آن « سيره ابن‌هشام » شهرت يافت و موثق‌ترين سيره در نزد آنها به شمار آمد ! و طبرى كه اهميت اين نص صريح را در حق امام على ( ع ) دريافته ، پس از آنكه آن را در تاريخ خود ثبت كرده ، در تفسير خويش به جبران و تدارك اين اشتباه و غفلت تاريخى خود پرداخته و هنگامى كه اين خبر را با همان سند در تفسير آيه : «
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
» مىآورد مىگويد كه پيامبر فرمود : « كداميك از شما مرا بر اين كار يارى مىكند تا برادر و « كذا و كذا » باشد . . . » سپس فرمود : « همانا اين برادر من و « كذا و كذا » است ، از او بشنويد و اطاعت كنيد » راوى گويد : آن قوم برخاستند و در حالى كه مىخنديدند به ابىطالب مىگفتند : . . . » . « 3 » و ابن كثير نيز در تاريخ « 4 » و تفسير خود چنين كرده است ، و اين همان است كه ما آن را « حذف بخشى از خبر با ابهام در سخن » مىناميم . و بيش از اين ، كارى است كه محمد حسين هيكل انجام داده و اين خبر را در ص 104 چاپ اول كتاب خود : « حياة محمد » با اين عبارت آورده است كه : « كداميك از شما مرا بر اين كار يارى مىكند تا برادر و « وصى » و خليفه من در ميانتان باشد » ولى در چاپ دوم همان كتاب در سال 1354 ه - ص 139 آن را
هامش
( 1 ) - برخى از آنها را در كتاب خطى خود « من تاريخ الحديث » يادآور شده‌ايم . ( 2 ) - اخيرا بخشى از سيره ابن‌اسحاق در رباط مراكش در سال 1396 ه - به چاپ رسيده است . ( 3 ) - تفسير طبرى ، چاپ اول بولاق سال 1323 - 1330 ه - ، ج 19 ص 72 - 75 . ( 4 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ص 40 .