اختلافات واقع در امر خلافت به صلاح نبوده ، هرچه را كه در اين قصيده درباره اختلاف در موضوع خلافت آمده ، همه را حذف كرده و تنها گويد : « و خلافت را يادآور شده » و اين اضافه بر حذف مواردى است كه محتوى وصف امام على ( ع ) بوده است !
و پس از اين دو ، « ابن حجر » متوفاى 852 ه - آمده و هر دو موضوع : اختلاف درباره خلافت ، و مدح و ثنا و وصايت امام على ( ع ) همه را حذف كرده و اشارهاى به اينكه اين قصيده حاوى موضوع خلافت است نيز ، نكرده است ! و بدينگونه ، هر چه زمان به پيش آمده ، دانشمندان مكتب خلفا ، حقايقى را كه ذكر آن به مصلحت اين مكتب نبوده ، بيشتر حذف كردهاند !
* * * اگر بدانچه گذشت مراجعه نماييم و بحث « وصيت » و انواع كتمان و چگونگى كتمانِ خبر وصيت را مرور كنيم ، به وضوح آشكار مىشود كه پيروان مكتب خلفا از نشر اين خبر كه رسولخدا ( ص ) على ( ع ) را « وصى » خود قرار داده ، به شدت آزردهخاطر مىشوند و بدينخاطر ، اين بخش از روايت و قصيده را حذف كرده و هيچ اشارهاى به محذوف نكردهاند . و اين نوع از كتمان ، بيشترين نوع كتمان در مكتب خلفاست ، چه در حديث رسولخدا ( ص ) باشد و يا در سيره او و يا سيره اصحاب او ، كه اگر به دنبال بيان نمونه از سنت رسولاللّه ( ص ) در غير موضوع وصيت باشيم ، اين بحث به درازا خواهد كشيد .
پنجم - حذف تمام روايتِ سنت پيامبر ( ص ) بدون اشاره به آن
« ابن هشام » روايات « سيره رسولاللّه ( ص ) » را از طريق « بكائى » از « سيره ابن اسحاق » گرفته و در بيان روش خود در ابتداى كتابش گويد :
« . . . و برخى از آنچه را كه ابناسحاق در اين كتاب يادآور شده رها مىكنم . . . و نيز ، چيزهائى را كه يادآورى آنها زشت است و برخى را كه بيانش براى اين