است ، وصىّ شما كيست ؟ پاسخم را نداد تا چندى بعد كه مرا ديد فرمود : « سلمان ! » به سوى او شتافتم و گفتم : لبيك ! فرمود : « مىدانى وصىّ موسى كيست ؟ » گفتم : آرى ، يوشعبن نون است . فرمود : « براى چه ؟ » گفتم : چون او در آن زمان داناترين آنها بود . فرمود : « همانا وصىّ من و رازنگهدارم و بهترين كسى كه بعد از خود برجاى مىگذارم و او وعدههايم را به انجام مىرساند و دَينم را ادا مىكند ، على بن ابىطالب است » .
طبرى اين اين حديث را روايت كرده و گويد : « وصىّ من ، يعنى او را وصىّ خود در خانوادهاش قرار داده نه بر خلافت و جانشينى ! » « 1 »
بررسى اين حديث و تأملى در تأويل طبرانى
براى درك ارزش تأويل طبرانى ، اين حديث شريف را از سه جهت مورد بررسى قرار مىدهيم : سؤالكننده ، سؤال ، و پاسخ حكيمانه پيامبر ( ص ) :
سؤالكننده « سلمان فارسى » است ؛ يعنى از نوادگان عبدالمطلب يا بستگان زنان و داماد آن حضرت نبوده تا موضوع جانشين رسولخدا در خانواده آن حضرت مورد توجه او باشد . او پيش از آنكه به دست رسولخدا ( ص ) اسلام آورد ، معاشر و همنشين راهبان نصارى و علماى ايشان بود . و دانش امتهاى پيشين و اخبار انبيا و اوصيا را از آنها دريافت كرده بود ؛ و بدينخاطر به رسولخدا ( ص ) گفت : « هر پيامبرى را وصيى است ، وصىّ شما كيست ؟ » پس او چنان كه مشهود است از وصىّ پيامبر بر شريعت او و از ولى عهد آن حضرت سؤال مىكند ، و نمىگويد : « هر سرپرست خانوادهاى براى خود وصيى تعيين مىكند ، وصى شما كيست ؟ » تا از آن دانسته شود كه وى از جانشين آن حضرت در خانوادهاش سؤال مىكند !
هامش
( 1 ) - مجمعالزوائد ، ج 9 ص 113 - 114 .