و سلمان پاسخ داد : « چون او داناترين آنها بود ! » .
رسولخدا ( ص ) با اين گفتوگو روشن ساخت كه امام على ( ع ) بدان خاطر وصىّ است كه داناترين آنهاست نه بدانخاطر كه پسر عموى پيامبر است يا مدافع بىنظير و تمام عيار اسلام است . يعنى آن حضرت از قابليت امام على ( ع ) براى وصايت پرده برداشت ، و با اين سخن كه : « او راز نگهدار من ، و بهترين كسى است كه پس از خود بر جاى مىگذارم » آن را تأكيد فرمود ؛ كه البته اين سخن را نيز طبرانى تأويل و توجيه كرده و گويد : « يعنى : بهترين كسى كه از « اهلبيتم » بر جاى مىگذارم ! » . آرى ، طبرانى كه اين حديث را استوار و عارى از ضعف و اشكال ديده ، بدينگونه به تأويل و توجيه آن پرداخته است !
حيرت و سرگشتگى عالمى ديگر در معناى « وصيّت »
امام على ( ع ) مى فرمايد :
« لا يُقاسُ بآل محمّد مِنْ هذه اْلُامّة أحَد . . . هُم أساسُ الدّينِ . . . وَ لَهُم خَصائصُ حَقّ الوِلاية و فيهم الوَصيّة و الوارثة »
« هيچيك از افراد اين امت با آل محمد ( ص ) مقايسه نشوند . . . آنها اساس دينند . . . ولايت و حكومت حقّ ويژه آنهاست ، و « وصيت » و وارثت در ميان آنان است » . « 1 »
و ابنابى الحديد شافعى در شرح اين سخن گويد :
« امّا وصيّت ، ما هيچ ترديدى نداريم كه على ( ع ) « وصىّ » رسولاللّه ( ص ) است ، اگر چه برخى ، كه نزد ما به عناد منسوبند ، با آن مخالفت كردهاند ؛ ولى ما اين « وصيّت » را نصّ بر « خلافت » نمىدانيم ، بلكه امور ديگرى است كه اگر مورد توجه قرار گيرد ، برتر و والاتر باشد » .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 2 .