و بدينگونه ، احاديث و اخبارى را كه در ذمّ خلفاى حاكم و واليان سلطهگر آمده ، چنان توجيه و تأويل مىكنند كه حاوى مدح و ثناى ايشان از آب درآيد !
تأملى در روايات « باب كسانى كه پيامبر آنها را لعنت كرد »
مسلم در صحيح خود ، در : « باب كسانى كه پيامبر لعنتشان كرد » روايت كند كه رسولخدا ( ص ) فرمود :
« خداوندا ، من از تو پيمانى مىستانم و [ مىدانم ] كه هرگز خلاف آن نخواهى كرد . از آنجا كه من نيز يك بشرم ، پس ، هر مؤمنى را كه آزردم ، دشنامش دادم ، لعنتش كردم ، تازيانهاش زدم ، آن را براى او صلاة و زكات و پاكى و قربتى قرار ده كه در روز قيامت به تو نزديكش گرداند » .
مؤلف گويد : - اينها را كه مىنويسم - چنان است كه گوئى درد فرو شدن دشنه در قلبم را احساس مىكنم . آوه كه چه تهمتهاى بزرگى به رسولخدا ( ص ) نسبت دادند !
اين حديث را دقيقاً در رويارويى با سخن خداى سبحان روايت مىكنند كه فرمود : «
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
» : « و براستى كه تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى » . « 1 »
و شايسته آن است كه اين حديث در نوع هشتم از انواع كتمان ، بخش : « جايگزينى روايات ساختگى به جاى روايات صحيح » مورد بررسى قرار گيرد ، زيرا آنچه كه به رسولخدا ( ص ) نسبت دادهاند با روايات متواتر سيره پيامبر ( ص ) و برجستگى اخلاق كريمه آن حضرت ، كه در نزد همه مسلمانان ثابت و موجود است ، در تضاد و تقابل مىباشد . اين روايات جعل گرديد و به رسولخدا ( ص ) نسبت داده شد تا رواياتى همچون روايت گذشته امالمؤمنين عايشه از
هامش
( 1 ) - سوره قلم ، آيه 4 .