تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
و ما در پاسخ او مىگوئيم : « امام على ( ع ) نفرمود : « من به تنهائى حق ولايت و وصيّت و وراثت دارم » تا بتوان سخن را چنين تأويل و توجيه كرد كه « او حق ولايت و وصيت بر آل رسول‌اللّه ( ص ) دارد » بلكه فرمود : « آل محمّد اساس دينند . . . و وصيّت در ميان آنان است » . امام ( ع ) اين صفات و ويژگيها را براى آل رسول‌اللّه ( ص ) اثبات فرمود ، صفاتى كه « وصيّت » نيز از جمله آنهاست ، و با اين بيان نمىتوان گفت كه « وصيت ، حقّ ويژه آل رسول‌اللّه ( ص ) بر آل رسول‌اللّه است ! » امام اين ويژگيها را براى آل رسول‌اللّه ( ص ) اثبات فرمود ، آل رسول‌اللّه و اهل‌بيتى كه شامل او و امامان يازده‌گانه از فرزندان اوست » . آرى ، علّامه شافعى ، ابن‌ابى الحديد كه در معناى اين « وصيّت » دچار حيرت گشته و نتوانسته تأويل و توجيه پيشين طبرانى را تكرار نمايد ، تنها گفته است : « ما اين وصيّت را نصّ بر خلافت نمىدانيم ، بلكه امور ديگرى است » و ما مىپرسيم : « اى دانشمند سرگشته در معناى اين حديث ! آن امور ديگرى كه يادآور نشده‌اى كدامند ؟ ! » و كوتاه سخن اينكه ، دانشمندان مكتب خلفا در اين نوع از كتمان و پرده‌پوشى هر چه از حديث و سيره رسول‌خدا ( ص ) و اهل‌بيت و اصحاب آن حضرت را كه مخالف روش و منش و مصلحت خلفا و سلطه حاكم بر مسلمانان يافتند ، چنان تأويل و توجيه كردند كه به مصلحت و مدح و ثناى آنها تبديل گرديد !

چهارم - حذف بخشى از سخنان صحابه بدون اشاره به حدف آن

نوع ديگر كتمان در مكتب خلفا ، حذف بخشى از خبر بدون اشاره به محذوف است . همانگونه كه با قصيده صحابى انصارى « نعمان‌بن عجلان » انجام دادند ؛ قصيده‌اى كه در باب اشعارِ گفته شده درباره وصيّت بدان استشهاد كرديم .