سوم - خلفاى عباسى
در ميان خلفاى بنىعباس كسانى بودند كه در كشتار و اهانت به مقام شامخ اهلبيت رسولاللّه ( ص ) در بين مسلمانان ، از بنىاميّه پيشى گرفتند ؛ همانند : منصور دوانيقى ، هارون الرشيد و متوكل ! البته در بين آنها كسانى هم بودند كه با سياست اينان مخالفت كرده و به اهلالبيت ( ع ) گرايش داشتند ، « 1 » ولى مردم در طول نود سال حكومت بنىاميه ، براساس طرح معاويه باتبرّى و بيزارى از امام على ( ع ) و لعن و بدگوئى از آن حضرت پرورش يافته بودند « 2 » و اثر اين تربيت تا دوران عباسيان بر جاى بود ، چنان كه برخى از عالمان و محدثان همانند : « حريزبن عثمان » هر صبح و شام هفتاد بار امام على ( ع ) را لعن مىكرد و به جعل حديث در مذمت او مىپرداخت و آن را در بغداد و ديگر مراكز حكومتى جهان اسلام روايت مىنمود !
و در شهرهاى آنها مردمانى همانند مردم « واسط » بودند كه چون عالم و محدث شهرشان : « عبداللّهبن محمدبن عثمان » متوفاى 371 هجرى ، يك بار « حديث طير » را براى آنها بخواند ، او را برپا داشتند و نشيمنگاهش را شستند و خانهنشينش ساختند !
آرى ، محدّث آن شهر تنها يك بار يك حديث در فضيلت امام على ( ع ) روايت كرد و مردم آن شهر برپايش داشتند و محلى را كه در آن نشسته و اين حديث را گفته بود ، آب كشيدند !
* * *
هامش
( 1 ) - همانند « الناصر لدين اللّه » كه از پيروان مكتب اهلالبيتع بود و من آثار او را در شهر « سامراء » در مصلّاى ائمه ، در « مسجد المهدى » كه به « سرداب غيبت » مشهور است ديدهام ، نوشتهاى چوبين كه در ارتفاع يك مترى از سطح غرفه نصب و اسامى ائمه دوازده گانه بر روى آن ثبت و به دستور خليفه الناصر لدين اللّه بنا شده است .
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 3 ص 235 .