اهل واسط حديث نگفت و بدينخاطر حديث او در نزد ايشان اندك است ! » « 1 »
* * * حاكمان مكتب خلفا در برخورد با اهلبيت رسولاللّه ( ص ) تنها به سبّ و لعن و بيزارى و ممانعت از روايت حديث پيامبر در مدح آنان بسنده نكردند ، بلكه انواع آزار و شكنجه و كشتار و تبعيد و آوارگى را نيز ، درباره آنان انجام دادند كه ما برخى از آنها را در جلد سوم همين كتاب - ماجراى كربلا و آنچه كه بر آلالبيت ( ع ) گذشت - آوردهايم . اين قتل و كشتار در دوران امويان و عباسيان ادامه يافت - بدانگونه كه « ابوالفرج اصفهانى » كتاب « مقاتلالطالبيين » را در بيان ياد و خاطره آنان نگاشت - و گاهى آنچه كه از خلفاى عباسى بدانها مىرسيد از رفتار خلفاى پيشين سختتر و بىرحمانهتر بود كه به ذكر نمونههايى از آن بسنده مىكنيم :
الف - رفتار منصور با اهلبيت رسولاللّه ( ص ) :
طبرى و ابوالفرج روايت كنند كه « منصور عباسى » به محمدبن ابراهيمبن حسنبن حسنبن على بن ابىطالب گفت : « ديباج اصفر تويى ؟ » گفت : « آرى » گفت : « آگاه باش ! به خدا سوگند تو را به گونهاى بكشم كه احدى از اهلبيتت را بدانگونه نكشته باشم ! » سپس دستور داد ستونى را شكافتند و او را در دل آن جاى دادند و زنده به گورش نمودند ! » « 2 »
هامش
( 1 ) - تذكرهالحافظ ، ص 965 - 966 ، و داستان « حديث طير » چنين است كه : مرغى بريان شده را براى رسولخداص هديه آوردند و چون فراروى آن حضرت قرار دادند عرض كرد : « پروردگارا محبوبترين بندگانت را نزد من فرست تا با من غذا بخورد » كه على بن ابىطالب آمد و با آن حضرت غذا خورد . اسناد حديث طير در ج 2 ص 105 - 155 ، سيره امام على ( ع ) از تاريخ دمشق ابنعساكر ( چاپ بيروت ، 1395 ه ) تحقيق دانشمند دانشپژوه آقاى محمودى آمده است .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 9 ص 198 ، و مقاتلالطالبيين ، ص 200 ، و ترجمه آن از آقاى سيد هاشم رسولى ، ص 193 .