به « يحيىبن صالح » « 1 » گفتند : « چرا از حريزبن عثمان روايت نمىكنى ؟ » گفت : « چگونه از مردى روايت كنم كه هفت سال با او نماز صبح گزاردم و او تا هفتاد بار على را لعن نمىكرد از مسجد بيرون نمىرفت ! »
و « ابنحبان » « 2 » گويد : « او بامدادان هفتاد بار و شامگاهان نيز هفتاد بار على را لعن مىكرد ! »
دوم - رفتار طبقه حاكمان
ابنحجر در شرح حال « نصربن على » گويد : « هنگامى كه نصربن على حديث على بن ابىطالب را روايت كرد كه ، پيامبر ( ص ) دست حسن و حسين را گرفت و فرمود : « هر كه مرا دوست بدارد و اين دو را با پدر و مادرشان دوست بدارد ، روز قيامت در درجه من خواهد بود . » متوكل دستور داد تا او را هزار تازيانه بزنند ! كه « جعفربن عبدالواحد » درباره او به شفاعت برخاست و پيوسته به متوكل گفت : « اين از اهل سنت است » تا او را رها كرد ! » « 3 »
سوم - رفتار عامه مردم
ذهبى در شرح حال « ابنالسقا » گويد : « امامِ حافظ ، محدثِ واسط ، ابومحمد عبداللّهبن محمدبن عثمان واسطى ، يك بار كه « حديث طير » را روايت كرد ، مردم تاب شنيدنش را نياوردند و به سويش هجوم بردند و برپايش داشتند و نشيمنگاهش را آب كشيدند و او رفت و خانهنشين شد و ديگر براى احدى از
هامش
( 1 ) - يحيىبن صالح ، در تقريبالتهذيب ، ج 2 ص 349 ، گويد : حديث او را صاحبان صحاح و سنن روايت كردهاند .
( 2 ) - احمدبنحبان ، ابوحاتم بستى ، رجالشناس معروف مكتب خلفا متوفاى 354 ه .
( 3 ) - تهذيبالتهذيب ، ج 10 ص 430 .